اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عفو الهی و سعۀ رحمت حضرت حق

14508

عفو الهی و سعۀ رحمت حضرت حق

16
  • آن شاخه‌ای که اسمش مُنسیّه است، آن هم بوی خدا را می‌دهد، چون ریحان از طرف خدا آمده؛ همین‌که بوی آن هم به مشام این مؤمن رسید، همه را فراموش می‌کند، هیچ چیز دیگر نمی‌ماند، هیچ!1 و در یک روایت دیگر داریم: دوتا ریح می‌فرستند.2 ریح به معنای باد است؛ نسیم را می‌گویند ریح، باد. دوتا نسیم ملایم از حرم پروردگار می‌رسد!

  • «ای صبا نکهتی از منزل آن3 یار بیار!»4 نکهت، بوی خوش را می‌گویند؛ بوی خوش دهان را می‌گویند: نکهت. «ای صبا نکهتی از منزل آن یار بیاور» یعنی: ای صبا، حرکت کن و از آنجا، از آن نسیم‌های جزائر خالدات که انسان برود آنجا مخلّد بشود! نه اینکه [انسان را] بیرون کنند. از آن نسیم‌ها بیاور! و این دو بو و عطر با آن نسیم‌ها هست.

  • دوتا باد از جانب پروردگار می‌وزد ـ یکی از آن بادها اسمش مُسخیّه و یکی اسمش مُنسیّه است ـ می‌آید این باد به مشام این مؤمن که برسد، همه را فراموش می‌کند.

  • آن‌وقت دیگر قبض روح چیست؟! نه این ناراحتی دارد، نه قبض روح اتّفاق می‌افتد! خودبه‌خود فراموش می‌کند، می‌بیند آنجاست. قبض روحی هم دیگر صورت نمی‌گیرد، ناراحتی هم برای این پیدا نمی‌شود؛ چون ناراحتی برای هنگامی است که وجود داشته باشد بخواهند قبضش کنند، این دوتا باد که می‌وزد یا دوتا گلی که به دست انسان داده می‌شود، آدم خودبه‌خود مست می‌شود و می‌رود دیگر.5

  • «و الجائِعُ الّذی أشبَعتَه؛ من آن گرسنه‌ای هستم که تو مرا سیر کردی!» «و العَطشانُ الّذی أروَیتَه؛ من آن تشنه‌ای هستم که تو مرا سیراب کردی!»

  • وَ العاری الّذی کَسَوتَه؛ «من آن برهنه‌ای هستم که تو مرا پوشاندی!»

  • فقر محض بودن ذات انسان

  • وَ الفَقیرُ الّذی أغنَیتَه؛ «آن فقیر، آن گدایی هستم که تو مرا غنی کردی!»

  • ذات من چیست؟ فقر! غنایی که داریم، هر غنایی؛ تا گفته می‌شود غنا، زود دنبال پول نروید! فکر پول را هم... ؛ بعضی از پول‌ها انسان را بیشتر گدا می‌کند! غنا، غنای فی‌اللَه است؛ غنای تو شامل حال ما شد و تو ما را بی‌نیاز کردی!

    1. الأمالی، شیخ طوسی، ص ٤١٤.
    2. الکافی، ج ٣، ص ١٢٧ :
      «أبوعلیٍّ الأشعَریُّ ... قال: حَدَّثَنی أبوالیَقظانِ، عَمّارٌ الأسَدیُّ، عن أبی‌عبداللهِ علیه السّلام، قالَقال رسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”لَو أنَّ مُؤمِنًا أقسَمَ علیٰ رَبِّهِ أن لا یُمیتَهُ، ما أماتَهُ أبدًا! ولکِن إذا کانَ ذَلِک أو إذا حَضَرَ أجَلُهُ، بَعَثَ اللهُ عزّوجلّ إلیهِ ریحَینِ: ریحًا یُقالُ لَها المُنسِیَةُ، و ریحًا یُقالُ لَها المُسخِیَةُ. فَأمّا المُنسیَةُ فَإنّها تُنسیهِ أهلَهُ و مالَهُ، و أمّا المُسخیَةُ فَإنّها تُسخی نَفسَهُ عَنِ الدُّنیا حَتّیٰ یَختارَ ما عندَ الله.“»
    3. خ ل: خاک ره.
    4. دیوان حافظ، غزل ١١٧.
    5. جهت اطّلاح بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به معاد شناسی، ج ٢، ص ٢٨ ـ  ٤٠.