عفو الهی و سعۀ رحمت حضرت حق
19آرزوی وصال تو در ما خیلی بلند است!
«إنّ لَنا فیکَ أمَلًا طَویلًا؛ ما دربارۀ تو، که به تو برسیم، آرزویمان خیلی دراز است؛ و اشتهایمان هم زیاد است!» و تو ما را جایع خلق کردی، یعنی گرسنه، عطشان خلق کردی؛ ذات ما عطشان است، آدم عطشان آب میخواهد، آدم گرسنه غذا میخواهد. حالا از کجا آب بیاوریم؟! از منزل خاله؟! خالۀ ما مثل ما مسکین است، هرچه در میزنیم میگوید: چاه ما هم خشک است، از کجا آب بیاوریم؟! از کجا نان بیاوریم؟! منزل عمه؟! هرچه درِ منزل عمهجان را میزنیم، میگوید: آقا در پیت نان ما نان خشک هم پیدا نمیشود، هیچ پیدا نمیشود! آن هم مثل ما مسکین است. تو ناندهِ ما هستی! تو! تو آب میدهی، تو نان میدهی، تو غذا میدهی، دست از این غذا که این مقدار تا به حال دادی برندار، میدانیم که بر هم نمیداری؛ ولی اشتهای ما زیاد است، ما یک اشتهای زیادی داریم، به اندازهای که اشتها داریم بایستی تو غذا بدهی! حالا این اشتها خیلی بزرگ است، در عالم پیدا نمیشود، نمیدانم... ، اینها دیگر سر ما نمیشود! تو رازقی، به ما چه که از کجا میخواهی بیاوری بدهی! تو رازقی و روزی بر عهدۀ توست، برعهدۀ ما نیست که ما بسنجیم روزیات را از کجا میآوری! آن روزیای که ما میخواهیم باید به ما بدهی و هیچ هم سرمان نمیشود، جز اینکه نظر داریم به فضل واسع تو و حلم بزرگ تو! نظر ما به این است! «مُتَنَجِّزٌ1 ما وَعَدتَ مِن الصَّفحِ عَمَّن أحسَنَ بِکَ ظَنًّا!»2
روی اینجا بار خودمان را فرود آوردیم و باید از آن روزیها به ما بدهی! قابلیّت نداریم، این روزیها مال انبیاست، مال پیغمبران است، و برای کسی پیدا نمیشود، شما چه هستید، این حرفها سر ما نمیشود! ما از خودمان که نخواستیم یا از موجودی پیش خودمان که نخواستیم، از موجودی نظیر خودمان که نخواستیم، از تو خواستیم؛ از تو میآید یا نمیآید؟! اگر بگویی نمیآید که کار خراب است؛ اگر میگویی میآید، احسنت... ! خُب، پس بیا بده دیگر!
- خ ل: مُنتَجِزٌ.
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٨.

