اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آفت سلوک‌زدگی و آثار و تبعات آن

14٬717
عنوان بصری

بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 توضيحي راجع به معناي بطلان و بيان برخي از مراتب آن. 2 تفسير آيه 23 سورۀ مباركه فرقان و بيان اينكه مراد از عمل در آيه شريفه اموري است كه داراي رنگ و صبغه الهي و شرعي هستند. 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 بيان فرمايشات مرحوم علّامه طهراني در ماه رمضان مبني بر اينكه اميرالمؤمنين عليه‌السلام ميزان و معيار سنجش اعمال انسان‌ها در روز قيامت مي‌باشد. 5 چگونه اميرالمؤمنين عليه‌السلام ميزان الأعمال و قسيم الجنة و النار مي‌باشند. 6 تفسير بخشي از آيه 96 سورۀ مباركه نحل: (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) 7 بيان مراد از ما عنداللَه در آيه شريفه. 8 هر يك از نيّات و اعمال و رفتار افراد داراي يك صورت ملكوتي و مثالي نوراني و يا ظلماني است كه همواره با ايشان همراه بوده و از آنها جدا نخواهد شد تا روز قيامت. 9 با توجه به مراتب بطلان در چه صورت انسان مي‌تواند بر اساس كلام امام صادق عليه السلام عمل كرده و اوقات خود را به بطالت نگذارد. 10 توضيحي راجع به فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: و انه ليغان علي قلبي و اني لاَستغفر اللَه كل يومٍ سبعين مرةً. 11 آنچه براي سالك راه خدا نسبت به ساير افراد بايد مورد توجه قرار بگيرد اينست كه نفس انجام عبادات و تكاليف شرعيه و تلاش براي انطباق اعمال خود با واقع منجر به تعلق و وابستگي نفس او به اين امور نشود كه اين خود حجاب و مانعي است از رسيدن به حق. 12 در صورتي كه نيات و اعمال و رفتار انسان منبعث و نشأت گرفته از نور ولايت و حق باشد، ظلمت نفس انسان تبديل به نور شده همۀ اعمال او در سايه آن‌ها نوراني و الهي خواهد شد.

آفت سلوک‌زدگی و آثار و تبعات آن

توضیحات:

بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن. شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 توضيحي راجع به معناي بطلان و بيان برخي از مراتب آن. 2 تفسير آيه 23 سورۀ مباركه فرقان و بيان اينكه مراد از عمل در آيه شريفه اموري است كه داراي رنگ و صبغه الهي و شرعي هستند. 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 بيان فرمايشات مرحوم علّامه طهراني در ماه رمضان مبني بر اينكه اميرالمؤمنين عليه‌السلام ميزان و معيار سنجش اعمال انسان‌ها در روز قيامت مي‌باشد. 5 چگونه اميرالمؤمنين عليه‌السلام ميزان الأعمال و قسيم الجنة و النار مي‌باشند. 6 تفسير بخشي از آيه 96 سورۀ مباركه نحل: (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) 7 بيان مراد از ما عنداللَه در آيه شريفه. 8 هر يك از نيّات و اعمال و رفتار افراد داراي يك صورت ملكوتي و مثالي نوراني و يا ظلماني است كه همواره با ايشان همراه بوده و از آنها جدا نخواهد شد تا روز قيامت. 9 با توجه به مراتب بطلان در چه صورت انسان مي‌تواند بر اساس كلام امام صادق عليه السلام عمل كرده و اوقات خود را به بطالت نگذارد. 10 توضيحي راجع به فرمايش پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه: و انه ليغان علي قلبي و اني لاَستغفر اللَه كل يومٍ سبعين مرةً. 11 آنچه براي سالك راه خدا نسبت به ساير افراد بايد مورد توجه قرار بگيرد اينست كه نفس انجام عبادات و تكاليف شرعيه و تلاش براي انطباق اعمال خود با واقع منجر به تعلق و وابستگي نفس او به اين امور نشود كه اين خود حجاب و مانعي است از رسيدن به حق. 12 در صورتي كه نيات و اعمال و رفتار انسان منبعث و نشأت گرفته از نور ولايت و حق باشد، ظلمت نفس انسان تبديل به نور شده همۀ اعمال او در سايه آن‌ها نوراني و الهي خواهد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

آفت سلوک‌زدگی و آثار و تبعات آن

20
  • آن روزی كه ایشان بودند، ما با هم برگشتیم، ظاهراً صحبت دیروز را ایشان توجه كرده بودند، گفتند فلانی شما در صحبت‌های خودت چرا این‌قدر مطلب را پایین می‌آوری؟ چرا مصداق تعیین می‌كنی؟ البته اسم نمی‌بردم، ولی جوری صحبت می‌كنی كه آن افراد، آن مصداق را می‌شناسند. داعیه‌ای نداریم شما مطلب را كلی بگو، هر كسی فهمید فهمید و نفهمید هم نفهمید. گفتم آقا اگر مصداق تعیین نكنم و پایین نیاورم، نمی‌فهمند و حمل بر این و آن می‌كنند. وقتی یك شخصی نمی‌خواهد مسئله را بفهمد ...

  • عجیب، یك دفعه یادم هست در یك جلسه عصر جمعه، ایشان راجع به یك قضیه مهم اجتماعی صحبت می‌كردند و دقیقاً نظر خودشان را واضح بیان كردند، یعنی هر كسی دو دوتا را می‌فهمید كه دو دوتا می‌شود چهارتا نه شش‌تا، یعنی این‌قدر واضح، منتها تصریح نكردند، یعنی فقط تنها مطلبی كه در كلام ایشان بود، این بود كه ایشان تصریح به مسئله نكردند. وقتی‌كه تمام شد ایشان كه رفتند تجدید وضو كنند، من دیدم یك عده دارند به هم می‌گویند دیدید آقا نظر ما را گفتند! درست نظر خلافی كه ایشان مطرح كردند، یعنی واقعاً هر كسی می‌گفت دو دوتا چهارتا نمی‌گفت دو دوتا هفت‌تا، یعنی به این حد مطلب روشن بود. ولی وقتی‌كه ذهن كج است، وقتی‌كه غرض دارد، وقتی‌كه به بطالت می‌گذراند، می‌آید پیش آقا ولی خط خودش را می‌رود، می‌آید پیش آقا ولی در محور تفكرات و كثرات حركت می‌كند. لذا منتظر است ببیند كجا كلام، گوشه، كجا هست همان را بیاید و آن را بزرگ كند و به عنوان ایده‌ای كه از طرف یك ولی خداست، مطرح بكند. اینها همه بطلان است.

  • ایشان فرمودند بله می‌دانم كه مقصود تو چیست. ولی تو صحبت خود را به نحو كلی بكن. آن كسی كه باید بفهمد می‌فهمد و آن كسی كه نباید بفهمد نمی‌فهمد عبارت ایشان‌است هزار مصداق هم تعیین كنی باز هم قبول نمی‌كند و نكردند. و ما این را بعد از حیات ایشان تجربه كردیم. مصداق تعیین می‌كنی می‌گویند نه! چراغ روشن است می‌گویند نه اصلًا خاموش است، خاموش است شما چه می‌گویید! بخ آدم چه بگوید به این. بعد ایشان این را هم فرمودند كه: فلانی تو تصور نكن كه اینهایی كه اینجا هستند، همه اینها با ما هستند. غیر از چند نفر دستشان را هم این‌طوری كردند كه اینها كالجبل الراسخ‌اند بقیه همه سیاهی لشكر هستند. عین عبارت ایشان است. گفتند تو كار خودت را بكن. حرف را كلی بزن. یك وقت سیاهی لشكر نشویم ها.

/ 613