معنای حق و باطل و مراتب آنها
4یكی از افراد معمم كه در طهران بود پدرش فوت كرده بود، جنازه را در یكی از مساجد مهم مركزی طهران آوردند و خود او نماز میت را خوانده بود. برادرش رو میكند به او میگوید: فلانی، ما كه تو را میشناسیم دیگر با ما پنهان كاری و اینها. بگو ببینم: این نماز را برای خدا خواندی یا برای خودت؟ گفت: راستش را میخواهی برای خودم خواندم! نماز، شخص معمم، صدها نفر شركت كردند در مسجد برای میت، طبق دستور، واجب، ولی نگاه میكنید میبینید نماز باطل. یك شاهی به این شخص برای نمازی كه خوانده نمیدهند! نمازی كه خوانده افرادی كه آمدند و جمع شدند، صاد آن از مخرج ادا میشود، حاء از مخرج ادا میشود، عین از مخرج اداء میشود ولی باطل است.
حق چیست؟ حق عبارت است از ارتباط انسان با پروردگار كه در آن ارتباط خدا فقط وجود دارد. این میشود حق. این معنا قابل توسعه و گسترش است به همه ابعاد وجودی و به همه ابعاد تربیتی و سلوكی انسان.
یك سالك در ارتباط با پروردگار فقط باید «خدا» را نظر بگیرد و نگذارد غیر خدا به عنوان خدا در حیطه وجودی اعمال و افكار او وارد بشود. دقت بفرمایید! غیر خدا به عنوان خدا، غیر حق به عنوان حق، غیر ذات پروردگار از اعتبارات و تخیلات و دنیا به عنوان اینكه او حق است؛ چون اگر به عنوان اینكه او حق نیست، مشخص است دوری میكند، پرهیز میكند، اجتناب میكند، احتراز میكند.
لذا بزرگان فرمودند: مهمترین عمل برای سالك این است در هر قدمی كه بر میدارد حساب آن قدم را همان موقع نه بعد، بعد كه كار از كار گذشته حساب همان قدم را در همان موقع برسد و بعد بردارد. كاری میخواهد انجام دهد همان موقع حساب برسد، سبك و سنگینی بكند، با دیگران مشورت كند، باب مشورت را بر خود نبندد و نگوید كه این كار درست است، پس انجام میدهم. با افرادی كه خارج از این محیط هستند و میتوانند آزادانهتر و مستقلتر و با فكر بازتر نسبت به مسئله قضاوت كنند با آنها مشورت كند، كاری را كه من انجام میدهم آیا برای خدا هست یا نه؟ این عملی كه الان انجام میدهم برای خدا هست یا نه؟

