معنای حق و باطل و مراتب آنها
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیهالسّلام به «عنوان» میفرمایند:
نتیجه و ما حصل فردی كه به این دستورات و مطالبی كه داده شده است عمل كند این است كه دیگر ایام خودش را به بطالت نمیگذراند.
عرض شد این فقره مانند سایر فقرات این حدیث شریف، خیلی پر معنا و قابل توجه است. چگونه میشود كه انسان وقتش را به بطالت بگذراند؟ چگونه میشود كه انسان در گذشت ایام، از حق غافل باشد و یا به تعبیر دیگر چنانچه در جلسات گذشته عرض شد تصور كند كه كلام او و فعل او و مسیر او منطبق بر حق است، ولی در واقع منطبق بر باطل است.
باطل یعنی پوچ، یعنی چیزی كه مابازاء ندارد. در جلسات گذشته معنای حق و باطل را عرض كردیم كه باطل به معنای پوچی است، به معنای تهی بودن، به معنای بینتیجه بودن، به معنای مابازاء نداشتن یعنی عوض نداشتن و در یك كلمه میتوان به حمل شایع، باطل را به معنای نیستی تصور و معنا كرد. و در مقابل، حق است كه حق به معنای هستی است، آنچه كه وجود دارد و آنچه كه منتسب به پروردگار است حق است و آنچه كه مابازاء و واقعیت و حقیقت و اصالت و نتیجه دارد، آن میشود حق. كلام دروغ، چرا باطل است؟ چون مابازای خارجی ندارد. الان من بگویم باران میآید، این كلام كذب و باطل است؛ الان باران نمیآید. ولی اگر بگویم الان هوا آفتابی است و باران نمیآید، این حق است؛ چون مابازاء دارد، انسان این را در خارج مشاهده میكند.
در بیان معنای باطل در جلسات گذشته عرض شد هر چیزی كه در عالم تخیل و اعتبار بگنجد میشود باطل، و هر چیزی كه در عالم صدق و عقل و منطق قرار بگیرد میشود حق. و این مسئله قابل سریان و توسعه در همه ابعاد فكری و اجتماعی و اشتغالات و كارها و مسائلی است كه یك فرد میتواند در طول زندگی دنیا با آنها سروكار داشته باشد. مرام و روشی را كه انسان بر میگزیند تا جایی بر حق است كه جنبه انتساب و ربط با پروردگار در آن لحاظ شده باشد. اگر لحاظ نشده باشد میشود باطل.

