معنای حق و باطل و مراتب آنها
5در بسیاری از اوقات اتفاق میافتد كه انسان در تحت شرایط محیط، مغلوب جریاناتی قرار میگیرد كه بر او تحمیل میشود. انسان همیشه باید محیط بر محیط باشد، نه اینكه محاط در محیط واقع بشود. دیدگاه انسان طبق شرایط محیط تغییر پیدا میكند. در مسائل عادی هم ما میبینیم؛ مثال خیلی زیاد است مثلا در همینجا نشستیم، چشممان چشم عادی است ضعف هم ندارد، دیدگاهمان دیدگاه عادی است، مشاعرمان، مشاعر عادی است. ولی كیفیت نورپردازی در این محیط و نحوه انعكاس نور در زوایای اجسام و به وجود آمدن سایه و برگشت نور در اجسام، گاهی اوقات به نحوی است كه فرض كنید كه خود من همین الان ممكن است اشتباه كنم، در بعضی از موارد اشیاء مقعر را به صورت محدب ببینم. یك شیء مقعر است ولی كیفیت نور و محیط به نحوی است كه من خیال میكنم محدب است، دست میزنم میبینیم مقعر است. چرا؟ چون خارج و محیط و نور به نحوی است كه این شیء را در دیدگاه من به این كیفیت در آورده است. ما به این مقدار هم نباید توجه كنیم. برویم و دست بزنیم ببینیم اینی كه الان ما او را به شكل محدب میبینیم واقعاً محدب است یا مقعر؟
خیلی اتفاق میافتد، اشتباهاتی كه انسان میكند و در تحت شرایط خارجی قرار میگیرد و در اختیار او نیست. اینها برای چیست؟ به خاطر این است كه وجود انسان از نقطه نظر تحقیق و كیفیت تلقی مطالب، وجودی است دارای ضعف. اگر خود او فیحدنفسه و به تنهایی بخواهد با جریاناتی كه در مقابل او قرار گرفته است و مطالبی كه با او برخورد میكند و اختلاف سلیقه و افكار و مكاتبی كه در جلوی او قرار دارد برخورد كند، قدرت تشخیص ندارد. اینقدر كه افراد در اشتباه قرار گرفتهاند به خاطر این است كه ذهن آنها نتوانسته است آن حقیقت را از اعتبار و باطل جدا كند.

