
معنای حق و باطل و مراتب آنها
معناي حق و باطل و ذكر برخي از مراتب آنها. شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 چگونه ممكن است انسان گمان كند كه كلام و فعل و مسير او منطبق بر حق است، ولي در واقع منطبق بر باطل باشد. 2 توضيحي راجع به معناي حق و باطل و بيان برخي از مراتب بطلان. 3 مسألة حق و باطل امريست كه همۀ ابعاد زندگي فردي و اجتماعي بشر و همۀ اموري را كه فرد در طول حيات خويش با آنها در ارتباط ميباشد، شامل ميشود. 4 تأكيد روايات وارده از ائمه اطهار علیهم السلام در ارتباط با اهميت حضور قلب و توجه در نماز. 5 بيان معناي حيّ علي خير العمل در اذان و اقامه. 6 آنچه به عنوان ميزان و معيار در حق و باطل بودن امور لحاظ ميشود جنبۀ انتساب و ربط آنها با مبدأ اعلي و پروردگار متعال ميباشد. 7 سالك راه الهي در ارتباط خود با پروردگار تنها بايد خداوند متعال را در نظر گرفته و اجازه ندهد غير خدا به عنوان خدا و حق در حيطۀ وجودي اعمال و رفتار و منش او وارد شود. 8 علت گمراهي و عدم قدرت تشخيص افراد مسير صواب را از غير آن عدم قدرت ايشان در تميز حق از باطل و مجاز از واقع ميباشد. 9 سخن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم به فردي كه در هنگام صحبت كردن حضرت با يكي از همسران خود از كنار ايشان عبور كرد. 10 تفسير قسمتي از آيه 8 سورۀ مباركه مائده:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى)
معنای حق و باطل و مراتب آنها
توضیحات:
معناي حق و باطل و ذكر برخي از مراتب آنها. شرح فقره: و لا يدع أيّامه باطلاً. 1 چگونه ممكن است انسان گمان كند كه كلام و فعل و مسير او منطبق بر حق است، ولي در واقع منطبق بر باطل باشد. 2 توضيحي راجع به معناي حق و باطل و بيان برخي از مراتب بطلان. 3 مسألة حق و باطل امريست كه همۀ ابعاد زندگي فردي و اجتماعي بشر و همۀ اموري را كه فرد در طول حيات خويش با آنها در ارتباط ميباشد، شامل ميشود. 4 تأكيد روايات وارده از ائمه اطهار علیهم السلام در ارتباط با اهميت حضور قلب و توجه در نماز. 5 بيان معناي حيّ علي خير العمل در اذان و اقامه. 6 آنچه به عنوان ميزان و معيار در حق و باطل بودن امور لحاظ ميشود جنبۀ انتساب و ربط آنها با مبدأ اعلي و پروردگار متعال ميباشد. 7 سالك راه الهي در ارتباط خود با پروردگار تنها بايد خداوند متعال را در نظر گرفته و اجازه ندهد غير خدا به عنوان خدا و حق در حيطۀ وجودي اعمال و رفتار و منش او وارد شود. 8 علت گمراهي و عدم قدرت تشخيص افراد مسير صواب را از غير آن عدم قدرت ايشان در تميز حق از باطل و مجاز از واقع ميباشد. 9 سخن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم به فردي كه در هنگام صحبت كردن حضرت با يكي از همسران خود از كنار ايشان عبور كرد. 10 تفسير قسمتي از آيه 8 سورۀ مباركه مائده:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى)
معنای حق و باطل و مراتب آنها
17اینجا گفتم دیگر حجت را بر شما تمام كردم. البته آنها آدرس ما را گرفتند كه مسائل را پیگیری كنند. حالا انشاءاللَه خدا تا چقدر توفیق شامل حال همه ما بشود. گفتم: این مطلب را، بروید روی این قضیه فكر كنید. مشكل شیعه و سنی اینجاست. گفتم الان، چرا شما هزار و چهارصد سال پیش دارید فكر میكنید؟ همین الان عمر اینجا نشسته و علی هم اینجا نشسته، همین امشب جلوی ما. چه كار كنیم؟ چرا برویم هزار و چهارصد سال پیش، چرا صحابه این كار را كردند؟ چرا فلان اینطور كردند؟ به ما چه مربوط است؟ همین الان. این هم كتب شما.
این مسئله همان مطلبی است كه امام صادق علیهالسّلام میفرماید: انسان نباید اوقاتش را به بطالت بگذراند، این است مقصود. یعنی انسان البته فعلًا در این مرتبه، در این مرحله انشاءاللَه در مجلس بعد راجع به آن مطلب دقیقتری كه مورد نظر است صحبت میكنیم. فعلا این كلام امام صادق علیهالسّلام تا اینجا این مطلب را به ما میرساند كه یك فردی كه دنباله روی امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. واقعاً در روز قیامت ما را در كدام صف قرار میدهند؟ در كدام صف قرار میدهند؟ امیرالمؤمنین كه هزار و چهارصد سال پیش و الان ندارد. امیرالمؤمنین كه ابدیت دارد. امیرالمؤمنین كه جاودانگی دارد. امیرالمؤمنین كه تا روزگار باقی است، دنیا و آخرت باقی است، او هم باقی است. ما را در روز قیامت در كدام صف قرار میدهند؟ نكند خدای ناكرده در صف امیرالمؤمنین قرار نگیریم ها!
مرحوم آقا در این هفتاد سالی كه آمد، اول و آخر نكتهای كه در مكتب او بود، این بود كه هرجا حق است، آنجا برو، ولو از زبان هر كسی بخواهد باشد و هر طرفی میخواهد باشد. این مطالبی را كه ایشان آمدند در كتب نوشتند و پخش كردند برای چه بود؟ به خاطر اینكه آن حقیقت را منطقی بیان كنند و الا میگفتند مطلب این است دیگر. كتاب نوشتن نداشت، دیگر هفتاد جلد كتاب نوشتن نداشت. میگفتند: این مطلب است. آمدند گفتند: آنچه را كه ما حق میپنداریم و آن را تشخیص میدهیم، با این منطق و با این بیان اثباتش میكنیم. حالا اگر ما بر خلاف این منطق و این بیان بخواهیم كار دیگری انجام بدهیم پیرو ایشان هستیم؟ پیرو این مكتبیم؟
