بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
6قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا* الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ ضلَّ یعنی باطل شد، آن كسانی كه سعی آنها و تلاش آنها در این دنیا باطل شد؛ یعنی زحمت كشیدند، داد و بیداد كردند، پول خرج كردند، عمر خود را در این راه گذاشتند، به هر حیله و وسیلهای متمسك شدهاند، به هر دری زدند تا به اینكه به این نقطه رسیدند، ولی در آن طرف خط، به اندازه سرسوزنی برای این عمل و برای این رفتار حساب باز نمیكنند، این را میگویند ضلَّ، ضلَّ یعنی باطل. ضَلَّ سَعْيُهُمْ سعیشان باطل است فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً؛ اینها خیال میكنند كه دارند كار خوب انجام میدهند. این نكته، نكتهای است كه ما باید به این بپردازیم.
چه میشود كه انسان خیال میكند كارش صحیح است؟ چه عاملی باعث میشود كه انسان این تصور را بكند؟ چگونه ما خود را از ورود در این مهلكه محافظت كنیم؟ عواملی كه موجب میشود ما را به این نقطه برساند بشناسیم. بالاخره كار حرام مشخص است. شرب خمر مشخص است، زنا مشخص است، سرقت مشخص است، دروغ مشخص است، حیله و قمار مشخص است، غش مشخص است. اینها همه اموری هستند كه مشخص هستند و انسان هم میتواند احتراز كند، كف نفس كند. ولی چه كنیم كه این آیه كه میفرماید انسان در نفس خود احساس میكند كه كار درست را انجام میدهد. احساس میكند كار نیك انجام میدهد، كار پسندیده و مورد رضای الهی انجام میدهد! وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً؛ نمیفرماید و هم یفكرون و هم یعتمدون؛ یحْسَبُونَ یعنی به خیالشان میآید، به تصورشان میآید، به تخیلشان اینچنین میآید. این عنوان حُسبان در اینجا ناظر به این قضیه است كه اینها اعتقاد ندارند، علل و عوامل ظاهری، پوششی تخیلی و تصوری برای ذهن اینها به وجود آورده و اینها درون آن پوشش به تخیل عمل موافق با رضای الهی دچار شدهاند و ابتلا پیدا كردهاند. اما نه اینكه این عمل از روی تفكر است.

