بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
5اما امیرالمؤمنین علیهالسّلام چه كار میكند؟ امیرالمؤمنین علیهالسّلام راحت، بدون دردسر، خب میداند الان در سقیفه شورا تشكیل میدهند و چه میكنند. امیرالمؤمنین علیهالسّلام نشسته در منزل و به تكفین و تغسیل و دفن پیغمبر صلی اللَه علیه و آله میپردازد دیگر. هر كاری كه آنجا میكنند، بكنند. راحت نشسته، بدون دغدغه فكر و بدون ناراحتی و نگرانی. الان دیر میشود، الان زود میشود، نه. بدن پیغمبر صلی اللَه علیه و آله الان باید غسل داده بشود و غسل هم باید توسط امام معصوم انجام بگیرد.
غیر از امام معصوم كس دیگری نمیتواند بدن امام را غسل بدهد. فكیف برسول اللَه، لذا غسل را كه باید خود حضرت انجام بدهد، كفن هم كه باید بكند. وقتی همه كارها را كرد، آنها هم رفتند خلیفه تعیین كردند. خب این پیغمبر، حالا بیاییم نماز بخوانیم و دفن كنیم.
چرا؟ چون امیرالمؤمنین علیهالسّلام به عالم دیگری فكر میكند غیر از آن فكری كه بقیه دارند. غیر از آن هدفی كه بقیه از زندگی دارند. غیر از آن روش و تفكری كه سایر افراد نسبت به امور خود دارند. آن به مطلب دیگری فكر میكند. خلافت به او رسید فبها، نرسید نبها! خیلی راحت. لذا آرامش دارد. با خیال آسوده به كارش میپردازد و بعد هم وقتیكه میبیند اینطور است، میآید طبق تكلیف عمل میكند. در وهله اول بیعت نمیكند، چون این بیعت، بیعت ظلم است و حرام است یك شیعه و مؤمن دست بیعت با فردی كه بر اساس دروغ به خلافت و حكومت رسیده است بدهد. امیرالمؤمنین علیهالسّلام دست بیعت به آن حاكمی كه بر خلاف نص پیغمبر توسط سقیفه تعیین شده، حرام است بدهد و لذا بیعت نمیكند. بعد میآیند دستش را به زور میگذارند در دست ابوبكر و این را به عنوان بیعت به حساب میآورند. میخواهید این كار را بكنید، بیعت بكنید، بسیار خب. به این كیفیت مطلب دیگری است. این روش، روش امیرالمؤمنین علیهالسّلام است. آن روش، روش عمر و ابوبكر است.

