
بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
17یا اینكه نقل میكنند، مرحوم آقا یك وقتی نقل میكردند در همین هیئاتی كه میآمدند در ایام عزاداری عاشورا و محرم و صفر، میآمدند در قم، بعد میآمدند منزل آقای بروجردی برای عزاداری. یكی از همین افراد بیادب و بیتربیت در این هیئات كه الحمدلله خیلی كم هم نیستند از این گونه افراد! آنهایی كه میخواهند حقایق را با خود شیرینیهای خودشان زیر پا قرار بدهند و برای موقعیت خودشان، روی همه اصول پرده بیندازند! یكی از همینها از حیاط بلند گفت برایسلامتی حضرت آیت اللَه العظمی آقای بروجردی و امام زمان، التفات كردید؟ صلوات بفرستید. یك دفعه ایشان آن پنجره اتاقشان را باز كردند و گفتند كدام بیتربیتی آمد اسم من را مقدم بر اسم امام زمان علیهالسّلام قرار داد؟ بروید بیرون، بروید بیرون من نمیآیم.
ایشان یك چنین فردی بود و راجع به بی هوایی ایشان نسبت به مسائل حكایاتی وجود دارد، ولی علیكلحال برای ما آنچه كه اصل است عبارت از توحید و امام علیهالسّلام است كه شخصیت مجسم كننده ولایت كه عبارت از همان توحید است، در وجود امام علیهالسّلام است و بس. آن برای ما اصل ثابت تربیتی در طول تاریخ اسلام است و بس.
اینكه مرحوم آقا میفرمودند برای ما سالگرد نگیرد و چهلم نگیرد، نمیخواستند تواضع كنند، اهل تواضع و این حرفها نبودند. ایشان میخواستند بفرمایند كه فقط آنچه كه باید مورد نظر قرار بگیرد برای یك شیعه در افكارش، در روش او، در منش او، در توجه فكری او، فقط باید امام علیهالسّلام باشد و بس. او باید مورد توجه قرار بگیرد. لذا ایشان اهل تواضع و مداهنه و این حرفها نبودند. انسان در مسئله حق كه تواضع نمیكند. حق كه قابل تواضع نیست.
من یك دفعه با همان وسیله شخصی در زمان مرحوم آقا، حركت كردیم از طهران به سمت مشهد و زیارت امام رضا علیهالسّلام، نیتمان در طول مسیر این بود كه حالا كه در طول مسیر میآییم، در بین مسیر افرادی هستند از بزرگان، از اولیای الهی كه اینها را هم ما زیارتشان میكنیم. در سبزوار مرحوم حاج ملا هادی سبزواری هست كه از بزرگان است. در شاهرود بایزید بسطامی است، شیخ ابوالحسن خرقانی هست، اینها از بزرگان هستند. البته یك مقداری تا شاهرود فاصله دارد چند كیلومتری در نیشابور عطار نیشابوری هست و او از بزرگان بوده، از اولیای الهی بوده، عارف كامل بوده. ما گفتیم در طول مسیر كه میآییم اینها را هم زیارت میكنیم تا اینكه به حرم امام رضا علیهالسّلام مشرف میشویم. وقتیكه رسیده بودیم، صبح نشسته بودیم برای مرحوم آقا توضیح میدادیم، ایشان چیزی نگفتند و گفتند بسیار خب، چه بود و آنجا چه بود، توضیح دادیم. بعد وقتیكه خواستند بلند شوند، گفتند آقا سید محسن این سفرت را برای كسی تعریف نكن! كسیكه میآید برای زیارت امام علیهالسّلام غیر از امام علیهالسّلام نباید چیز دیگری در ذهنش باشد. حاج ملا هادی سبزواری كیست؟ البته این را بنده میگویم، ایشان نگفتند حاج ملا هادی كیست؟ شیخ عطار كیست؟ شیخ ابوالحسن كیست؟ بایزید كیست؟ هزارها بایزید و شیخ عطار باید خاك پای زائران امام رضا علیهالسّلام را بر چشمشان بكشند و كشیدند و به اینجا رسیدند. نه اینكه خیال كنید همینطور. بایزید، نه افراد عادی. كسی كه به زیارت امام علیهالسّلام میآید نباید هیچ فكر دیگری كند. بله، حالا در طول مسیر انسان به سبزوار میرسد و از قبر مرحوم حاج ملاهادی میگذرد، خب چه اشكالی دارد نگه دارد، نیم ساعت هم بنشیند و فاتحه بخواند، ولی فكرش را و نیتش را نباید این قرار بدهد. فقط باید امام رضا علیهالسّلام باشد و بس. تمام شد.
