بیان معناى حق و باطل و مراتب آن
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیهالسّلام به «عنوان» میفرمایند: وَ لَا یدَعُ أَیامَهُ بَاطِلًا؛ شخصی كه به این اوصافی كه ذكر شد متصف گشت، نباید روزگار خود را به بطالت بگذراند.
راجع به معنای بطلان و بطالت اگر نظر شریفتان باشد، در جلسات گذشته تا حدودی مطالبی عرض شد كه معنای بطلان عبارت از پوچی است. پوچ یعنی چیزی كه مابازاء ندارد، مقابل ندارد، عوض ندارد. انسان چیزی را میدهد و در قبال او چیزی را نمیگیرد، این به معنای پوچی است. نفعی در عمل او وجود ندارد، این به معنای پوچی و بطلان است.
در جلسه گذشته عرض شد كه مقصود امام علیهالسّلام از این عبارت این نیست كه انسان عمل حرامی انجام بدهد و در إزای آن عمل حرام چیزی عاید او بشود. چون این مسئله بهطوركلی از محط بحث خارج است. بلكه مقصود، عبارت از این است كه انسان عملی را انجام بدهد، ظاهر پسندیدهای دارد، تصور نیكی بر آن میرود، مسئلهای است كه مورد توجه مردم است و مورد خواست است، ولكن انسان از این عمل نتیجه و بهرهای نمیبرد. این معنا، معنای بطلان است.
در آیه شریفه میفرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً الكهف، ١٠٣ و ١٠٤ این آیه در جلسه گذشته عرض شد كه ملاك برای بحث ماست و تمام بحث ما در حولوحوش این آیه دور میزند. اولین مرتبهای كه برای این مسئله بطلان ما میتوانیم تصور كنیم، اولین مرتبهاش الهامی است كه از این آیه ما میتوانیم بگیریم تا انشاءاللَه در جلسات بعد به مراتب دیگرش كه یك قدری ظریفتر و دقیقتر و عمیقتر میشود بپردازیم.
آیه میفرماید: بگو من به شما خبر بدهم و اطلاع بدهم چه كسانی از همه بیچارهتر و بدبختتر و سرافكندهتر و تهیدستترند؟! از افرادی كه در این دنیا زندگی میكنند و اشتغال دارند به كارها و به رفتار و اعمالی كه مردم بر حسب عادی به آن اعمال دست میزنند و روزگار خود را میگذرانند. آنهایی كه تصور میكنند آن عملی را كه انجام میدهند، عمل خیری و عمل نیك است درحالیكه تمام سعی و كوشش آنها در این دنیا به باد فنا رفته است و ... هَباءً مَنْثُوراً الفرقان، ٢٣ شده است و در هوا منتشر شده و هیچ اثری از این اعمال و رفتار و كردار برای آنها جز خستگی و تعب باقی نمانده.

