اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

خسران زده‌ترین فرد در طریق سیروسلوک

14٬714
عنوان بصری

بيان حقيقت معناي باطل و ذكر برخي از مراتب آن. شرح فقره: و لا يدع ايامه باطلاً. 1 در چه صورت انسان به جايگاي مي‌رسد كه ديگر عمر و حيات خويش را نمي‌تواند به بطالت بگذارند؟ 2 تفسير آيه 23 مباركه فرقان:( وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً) 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 آنچه به عنوان ملاك در برتري و كمال افراد به حساب مي‌آيد صرف انجام ظاهري اموري عبادي و تكاليف شرعيه نمي‌باشد بلكه ميزان بهره‌مندي از مراتب تقوي و معرفت نسبت به پروردگار متعال مي‌باشد. 5 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه به ظاهر خود را متشرع و پاي‌بند به احكام اسلام و قرآن معرفي مي‌كرد و به تعهدات تجاري خود با افراد ملتزم نبود. 6 تفسير آيه 62 سورۀ مباركه حج:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ) 7 سخن جبرائيل در ارتباط با نصرت و ياري حضرت ابراهيم عليه‌السلام در هنگام افكنده شدن در آتش و پاسخ حضرت ابراهيم عليه‌السلام به او. 8 بيان نكته دقيق و ظريفي در آيۀ شريفه مبني بر اينكه خداوند متعال حتي اسماء و صفات خود را متصف به وصف حق نمي‌كند و حق را تنها مختص به ذات خود مي‌كند. 9 حق و باطل داراي مراتب متعددي بوده و هر يك از انسان‌ها در مرتبه‌اي از آن قرار دارند. 10 بيان حقيقت معناي باطل از ديدگاه مكتب عرفان. 11 تفسير آيه 246 سورۀ مباركه بقره:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأذى‏) 12 دستور مرحوم علّامه طهراني به استاد طهراني مبني بر اعطاء مبلغي به شخصي و بيان حكمت آن توسط ايشان. 13 چگونه انفاق شخص مورد رضايت و توجه پروردگار متعال قرار مي‌گيرد. 14 پرداختن خمس و زكات به افراد مستحق با فرض اينكه به دستور مجتهد باشد در صورتي كه به عنوان هديه و بخشش از طرف شخص اعطا شود بريءالذمه او نخواهد بود. 15 كلام مرحوم آيةاللَه بروجردي به علّامه طباطبايي مبني بر لزوم صرف وجوهات شرعيه در علوم فقه و اصول و بيان پاسخ آن. 16 مجتهد جامع الشرايط مالك وجوهات شرعيه اعم از خمس و زكات نبوده بلكه امام عليه‌السلام مالك خمس و فقرا مالك زكات مي‌باشند.

خسران زده‌ترین فرد در طریق سیروسلوک

توضیحات:

بيان حقيقت معناي باطل و ذكر برخي از مراتب آن. شرح فقره: و لا يدع ايامه باطلاً. 1 در چه صورت انسان به جايگاي مي‌رسد كه ديگر عمر و حيات خويش را نمي‌تواند به بطالت بگذارند؟ 2 تفسير آيه 23 مباركه فرقان:( وَ قَدِمْنا إِلى‏ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً) 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 آنچه به عنوان ملاك در برتري و كمال افراد به حساب مي‌آيد صرف انجام ظاهري اموري عبادي و تكاليف شرعيه نمي‌باشد بلكه ميزان بهره‌مندي از مراتب تقوي و معرفت نسبت به پروردگار متعال مي‌باشد. 5 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه به ظاهر خود را متشرع و پاي‌بند به احكام اسلام و قرآن معرفي مي‌كرد و به تعهدات تجاري خود با افراد ملتزم نبود. 6 تفسير آيه 62 سورۀ مباركه حج:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ) 7 سخن جبرائيل در ارتباط با نصرت و ياري حضرت ابراهيم عليه‌السلام در هنگام افكنده شدن در آتش و پاسخ حضرت ابراهيم عليه‌السلام به او. 8 بيان نكته دقيق و ظريفي در آيۀ شريفه مبني بر اينكه خداوند متعال حتي اسماء و صفات خود را متصف به وصف حق نمي‌كند و حق را تنها مختص به ذات خود مي‌كند. 9 حق و باطل داراي مراتب متعددي بوده و هر يك از انسان‌ها در مرتبه‌اي از آن قرار دارند. 10 بيان حقيقت معناي باطل از ديدگاه مكتب عرفان. 11 تفسير آيه 246 سورۀ مباركه بقره:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأذى‏) 12 دستور مرحوم علّامه طهراني به استاد طهراني مبني بر اعطاء مبلغي به شخصي و بيان حكمت آن توسط ايشان. 13 چگونه انفاق شخص مورد رضايت و توجه پروردگار متعال قرار مي‌گيرد. 14 پرداختن خمس و زكات به افراد مستحق با فرض اينكه به دستور مجتهد باشد در صورتي كه به عنوان هديه و بخشش از طرف شخص اعطا شود بريءالذمه او نخواهد بود. 15 كلام مرحوم آيةاللَه بروجردي به علّامه طباطبايي مبني بر لزوم صرف وجوهات شرعيه در علوم فقه و اصول و بيان پاسخ آن. 16 مجتهد جامع الشرايط مالك وجوهات شرعيه اعم از خمس و زكات نبوده بلكه امام عليه‌السلام مالك خمس و فقرا مالك زكات مي‌باشند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

خسران زده‌ترین فرد در طریق سیروسلوک

17
  • خلافت غاصبانه خلفا در مقابل خلافت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و در مقابل خلافت ائمه علیهم‌السّلام یكی از مصادیق این قضیه است. تمام خلفا یك‌به‌یك می‌دانستند كه این عمل آنها غاصبانه است و غصب خلافت و ولایت است و حق به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و به اولاد او بر می‌گردد. و در این مسئله به اندازه سرسوزنی شك و تردید ندارند. اما این عمل را از باب اینكه شخص، هر كسی دنیا طلب است، هر كسی به دنبال ریاست می‌گردد، این‌طور نیست؟ هست دیگر، رفقا بگویند هست دیگر! كسی شك در این قضیه ندارد. مخصوصاً دیگر در این حال و هوا قضایا برای همه روشن است. هر كسی دنبال ریاست می‌گردد و هر كسی دنبال حكومت می‌گردد و هر كسی به دنبال تفوق بر مردم می‌گردد و حاضر است برای رسیدن به این مسئله جان بپردازد. حالا كم و زیاد دارد.

  • این از مسائلی است كه به قول ما طلبه‌ها قیاساتها معها، احتیاجی به دلیل ندارد، هیچ احتیاجی به دلیل ندارد. إِلَّا مَنْ أَتَى اللَه بِقَلْبٍ سَلِيمٍ‌ الشعراء، ٨٩ مگر بعضی از افرادی كه خداوند به آنها عنایت كرده باشد و آنها از این مهلكه بیرون باشند. همه افراد اگر الان بیایند بگویند ما حكومت فلان‌جا را می‌خواهیم در اختیار شما قرار دهیم، قبول نمی‌كنند؟ ما فرمانداری فلان شهر را می‌خواهیم به شما بدهیم، قبول نمی‌كنند؟ ما استانداری را می‌دهیم، برویم بالاتر ما ریاست جمهوری را به شما می‌دهیم كه دیگر همه قبول می‌كنند صددرصد. هیچ بروبرگرد ندارد. ما حكومت یك قاره را به شما می‌دهیم، ما حكومت دنیا را به شما می‌دهیم. ببینید! این مسئله در همه موجود است.

  • این جناب خلفایی كه آمدند در مقابل حق ایستادند و در مقابل ائمه علیهم السّلام قد علم كردند و حق را به حق‌دار ندادند برای چه بود؟ به خاطر همین حب نفس و حب ریاسات، به خاطر اینها بود. آیا آنها دلشان سوخته بود برای مظلومی كه حقش را از ظالم بگیرند؟ آنها دلشان سوخته بود برای اینكه عدالت را در جامعه برقرار كنند؟ آن هم كه مسلم است داریم می‌بینیم در كشورها، در ممالك كه وضعیت به چه كیفیتی است؟! كسی به دنبال اجرای عدالت نمی‌آید فرض كنید كه ریاستی را به عهده بگیرد. اگربخواهد به دنبال اجرای عدالت باشد، اول باید عدالت را راجع به خودش پیاده كند. كسی به دنبال گرفتن حق مظلوم نمی‌آید این كار را انجام بدهد، و الّا اول سراغ خودش می‌روند. كسی به دنبال اعلاء كلمه حق و توحید نمی‌آید ریاست یك جایی را به عهده بگیرد، و الّا اول دست روی خودش و روی زندگی خودش و روی رفتار خودش گذاشته می‌شود. پس كسی این كار را انجام نمی‌دهد.

/ 260