خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
5خلاصه میگفت این نیاز نیست و همین است، میخواهی بخواه نمیخواهی نخواه! میگفت خلاصه ما دیدیم نمیتوانیم با این آقا ... حالا این آقا خیلی محاسن مفصلی هم داشت و مورد توجه اصناف هم بود. میگفت ما رفتیم چند نفر را دیدیم، بالاخره آنها این را راضی كردند كه اقلًا این یك متری و ده متر و پنچ متریها را بیاید ببرد. حالا آنهایی كه همینطور دست نخورده به جای خود. میگفت ما امسال حسابی متضرر شدیم و نسبت به این قضیه یك ضرر فاحشی ما كردیم البته برایش خوب بود این مقدار را من قبول دارم برایش خوب بود حالا از دیدگاه او.
میگفت از این قضیه گذشت، یك هفته بعد ما رفته بودیم مسجد طهران، مسجدی در همان بازار قماشها كه معروف هم بود. مجلس روضه و قرائت قرآن و صحبت، بعد گفتند یكی از آقایان بیاید دعا كند و بقیه آمین بگویند. از همه آنها این آقا را انتخاب كردند! این بلند شد رفت كنار بلندگو ایستاد و شروع كرد دعا كردن و جالب اینكه مثل ابر بهار هم شروع كرد به گریه كردن. یعنی همین آقا از چشمهایش ... میگفتیم آخر این آبها از كجا میآید؟ آخر این گریه بالاخره یك چیزی میخواهد، یك انگیزهای میخواهد، یك رقَّتی، تو كه از سنگ خارا هم قلبت سفتتر است، این قساوت و این كیفیت خیلی عجیب استها، خیلی عجیب است. یعنی این عیناً همین قضیهای كه من برای شما نقل كردم دیدیم آمد و شروع كرد با چه بیانی: خدایا چه كن، عاقبت ما را بخیر كن، از جملات عربی و دعای عربی و فارسی و همه هم آمین گفتند. گفتیم خب الحمدلله دعاگویمان را هم فهمیدیم و مشخص است. این هم به این كیفیت است دیگر، این هم یك جور مسئله است.
علیكلحال صحبت در مجلس گذشته راجع به این بود كهاعمالی كه ظاهر پسندیدهای در دیدگاه مردم دارد آن اعمال را ملائكه در عرصه سنجش و میزان عمل میآورند. و الّا آن اعمالی كه هیچ ... یعنی همین دعاها، همین آمدن، این دعایی كه الان میكنید، این گریهای كه میكنید و این مجلسی كه تشكیل میدهید، اینها. اما آن كار حرامی كه پس آوردن اجناس باشد و آنها كه حرام است، آن را اصلًا به حساب نمیآورند و ملائكه وقتشان را صرف اینها نمیكنند.

