اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
4در مقدمه كتاب توحید علمی، مرحوم آقا در احوالات مرحوم آسید احمد كربلایی میفرمایند كه ایشان در یك مرتبهای بود كه شبهه مرجعیت ایشان پس از مرحوم میرزای شیرازی (میرزای دوم) مطرح بود. یعنی از نظر علمی ایشان در یك همچنین حدی بود. در عین حال اهل توحید بود و اهل عرفان بود و آن مرام و ممشای حوزوی خود را در مسائل توحیدی پیاده میكرد و این خیلی مسئله مهمی است، ها!
آنچه كه امروز و جلسات دیگر میخواهیم به آن بپردازیم این نكته است كه، چطور میشود انسان راه خدا را برود بدون خدا و چطور میشود انسان راه خدا را با خدا برود؟ همان راه خدا را میرود، ولی هیچ از خدا در آن راه خبری نیست. همان عمل را انجام میدهد، ولی در آن عمل خدایی وجود ندارد. ضمیر او از اتصال به مبدأ تُهی است، سرّ او از اتصال به توحید خالی است. خدا میگوید، ولی در این خدای او شیطان نهفته است. نماز میخواند، ولی در این نماز به بتهای درونی و هواهای خود سجده میكند. در محراب و منبر به تبلیغ دین اشتغال دارد، ولی تمام این تبلیغات برای بزرگداشت خود و شخصیت خود توجیه شده است.
مرحوم كربلایی عارف نامداری بود كه اشتغالش را به علوم آل محمد صلّی اللَه علیه و آله در راستای تحقیق اهداف اهل بیت علیهمالسلام به كار گرفته بود. و این نكته امتیاز بین ایشان و بین سایر افرادی بود كه كم و بیش در این جلسات از آنها صحبت شد. این مرد وقتیكه برای او شبهه مرجعیت میخواهد پیش بیاید یك همچنین شخصیتی میفرماید اگر قرار است كه شخصی به واسطه مرجعیت به جهنم برود، مَن بِه الكِفَایة بحمداللَه موجود است. یعنی به واسطهی مرجعیت و گرفتاری به امور كاذب دینی مردم و نه امور حقیقیشان، و اشتغال كاذب و انصراف از خود، اشتغال به امور دینی به بهای از دست دادن امكانات خود و اوقات خود و اتصال خود و پرداختن به خود، این راهی جز جهنم نیست.

