اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام

14263
عنوان بصری
نسخه عربی

اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام

11
  • خدا رحمت كند یكی از اطباء قدیم كه مرحوم آقا و ما پیش او می‌رفتیم، مرحوم دكتر ناصر اتفاق بود. از اطباء بسیار مشهور بود كه در همین طهران بود. ما برای ناراحتی‌های معده پیش او می‌رفتیم. ایشان هم همین‌طور ناراحتی قلب و داخلی و عروق داشتند و پیش او می‌رفتند. و او خیلی آدم عجیبی بود و وقتی چشم ایشان به مرحوم آقا می‌افتاد، انگار اصلًا دیگر مریضی ندارد مریض‌هایش هم از هفت، هشت و ده تا بیشتر تجاوز نمی‌كردند یعنی بیشتر آنها می‌دانستند با این‌كه خیلی می‌آمدند. یك مرتبه یادم هست با مرحوم آقا رفتیم در مطب ایشان، چهار ساعت ایشان شروع كرد به صحبت كردن. یعنی از ساعت هشت تا ساعت دوازده ایشان صحبت می‌كرد. حالا این مریض‌های بیچاره همین طور ماندند آنجا. بعد آخر آقا را معاینه كرد و آمد بیرون و گفت: خب من خسته شده‌ام! رفت طبقه بالا و گرفت خوابید. بروید فردا بیایید.

  • ایشان از اطباء جهانی بود و حرف‌های خوبی می‌زد. خب حرف‌های قابل تأملی هم داشت. یكی از حرف‌هایی كه آن روز می‌زد این بود كه آقا ما آمدیم یك حلبی را خریدیم، رفتیم خودمان را در آن گرفتار كردیم. به ماشین می‌گفت حلبی. یك حلبی خریدیم و خودمان را گرفتار كردیم و همین‌طور داریم دور طهران می‌چرخیم و زندگی و همه چیزمان را [گرفته است.] راجع به اكتشافات و اختراعات و مسائل روزمره امروزی داشت انتقاد می‌كرد. یك مسئله این بود كه ما با دست خودمان، آرامش خودمان، این شخصی كه باید قدم بزند و راه برود و ورزش كند، این آمده به جای این سوار ماشین می‌شود. این شخصی كه الان باید در منزل بنشیند و احتیاج به آرامش دارد خیلی حرف‌های خوبی می‌زد، بسیار حرف‌های خوبی بود، همین حرف‌هایی كه ما داریم می‌زنیم دیگر فكرش احتیاج به آرامش دارد، از سر كار برگشته است، یك‌دفعه زن و بچه می‌گویند آقا ما را ببر پارك. اسم ماشین را گذاشته بود حلبی. می‌گفت حلبی گرفتیم و خودمان را در آن حلبی محبوس كردیم و در سرما و گرما هی دور خودمان می‌چرخیم، عمر خودمان را تلف می‌كنیم.