اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
5خیلی عجیب است كه چطور انسان میتواند با حفظ موقعیتهای اجتماعی آن واقعیت را برای خود لحاظ كند و چطور انسان به واسطه اعتبارات اجتماعی، آن حقیقت و واقعیت را از خود نفی كند و از خود سلب كند! خیلی ما باید حواسمان را جمع كنیمها و خیلی باید مواظب باشیم. كه اشتغال به امور دنیا یعنی اموری كه در این دنیا واقع میشود؛ نه اینكه مقصود از امور دنیا، امور لهو و لعب و تفاخر و تكاثر و امثال ذلك باشد، بلكه آنچه را كه در این دنیا خدای متعال از باب تكلیف و وظیفه برای هر شخصی مقرر كرده است، ایناشتغال ما را از آن حقیقت باز ندارد و از آن واقعیت باز ندارد.
مقصود امام صادق علیهالسّلام در این عبارات عجیب و غریب این نكته است كه به ما هشدار دهد كه چگونه اشتغال به امور دنیا حتی اموری كه ممدوح است، اموری كه از نظر ظاهر ایرادی به آن نیست، اموری كه از نظر ظاهر قابل توجیه است، صبغه و لون الهی دارد، رنگ الهی دارد، به هر كس كه بگویند میپسندد و تمجید و تحسین میكند، چطور در نفسِ اشتغال به دنیا انسان از خدا غافل است و هیچ بهرهای ندارد.
من یك مثالی را برای رفقا خیلی زدم و خیلی میزنم و الان هم این را میگویم و چندی پیش هم عرض كردم. خب انسان از این وسایلی كه میخواهد استفاده كند، این وسایلی كه امروزه به دست میآید، كشف میكنند، اختراع میكنند، درست میكنند. تمام اینها برای چیست؟ برای خدمت به اهداف و امور و مایحتاج انسان است كه در اینجا انسان به كار ببرد. یكی از این وسایل فرض كنید كه وسیله سواری است، ماشین سواری است. انسان ماشین را میگیرد، وسیله سواری و نقلیه را میگیرد برای اینكه به كار و حاجتش برسد. حالا همین وسیله سواری انسان را در دام خودش گرفتار میكند؛ نشسته میخواهد یك استراحتی بكند، یك دفعه زن و بچه میگویند آقا ما را اینجا ببر! حالا كه ماشین گرفتید پس در آنجا هم شركت كنید؛ حالا كه ماشین دارید، پس بروید در آن جشن هم شركت كنید؛ حالا كه ماشین داریم پس یك مسافرت دو روزه هم برویم. میگوید بابا صبر كن! خستهام، بگذار [استراحت كنم. میگویند] نه نمیشود! حالا كه ماشین داریم دیگر چه عذری داری؟ دیگر چه بهانهای میتوانی بیاوری؟ درست! همین ماشین انسان را از خود میگیرد و به خود مبتلا میكند، درحالیكه ماشین یك وسیلهی نقلیه است.

