
اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
اختصاص اربعین به سید الشهداء علیه السلام
13معنای باطل چیست و معنای حق چیست؟ حق به چه گفته میشود و باطل به چه گفته میشود؟ در چه مسیری اگر انسان باشد، حق است و در چه مسیری اگر انسان باشد، باطل است؟ آیه شریفه قرآن این مسئله را به خوبی برای ما مشخص میكند: ذلِكَ بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ الحج، ٦٢ حق فقط اختصاص به پروردگار دارد. أَنَّ اللَه هُوَ الحَقُّ، حق خداست. نمیفرماید ملائكه حقند، انبیاء حقند، دنیا حق است، آخرت حق است، بهشت حق است، گرچه همهی اینها حق است؛ ولی حق را منحصر در اللَه میكند، ذلِك بِأَنَّ اللَه هُوَ الْحَقُّ، خدا حق است. مگر قرار بر این هست كه خدا باطل باشد؟ چه مقصودی خدای متعال از این تعبیر دارد؟ چرا نفرمود راه خدا حق است؟ چرا نفرمود نعمتهای الهی حق است؟ چرا نفرمود بهشت حق است؟
مثل اینكه بعضیها من باب مثال در بعضی از این تعابیر، در آیات قرآن قائل به توجیه هستند. میگویند خب این معنا با ذات پروردگار كه سازش ندارد. مثلًا فرض كنید در آیه قرآن هست كه وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَه مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ المائدة، ٦٤ یهود میگویند دو دست خدا بسته است. خدا كاری نمیتواند انجام بدهد. خدا میفرماید كه نه! دست خدا باز است. خب گفته میشود كه خدا دست ندارد، پس منظور از این دست اراده و مشیت خداست. یا اینكه میگویند: وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا الفجر، ٢٢ در روز قیامت خدا میآید و ملائكه صف در صف در روز قیامت حضور پیدا میكنند. كدام ملائكه؟ ملائكهای كه تمام اینها در این دنیا یكیك، تمام كارهای ما را در آن قوای ملكوتی خودشان به عنوان پرونده نگه داشتند. تمام اینها را نگه میدارند.
الان من صحبت میكنم. تكتك از دوستان مطالب بنده را میشنوند. به تعداد هر كدام از ما، هزارها ملك تمام نقاط وجودی و اعمال ما را الان دارند یك به یك ضبط میكنند. نگاهی كه شما به من میكنید، تفكری كه نسبت به مطالب من دارید، انعكاس و عكس العملی كه از صحبتهای من در اذهان شما پیدا میشود، تمام اینها را الان ضبط میكنند. حالتی كه من در موقع صحبت الان به خود گرفتم، تا چه قدر نسبت به مطلب حریت و آزادی دارم؟ آیا مطلبی را كه به صلاح من نیست برای شما میگویم یا نمیگویم؟ آیا در بیان مطلب برای خودم جا میگذارم و كتمان میكنم یا نه؟ آیا در ادای صحبت، جوری صحبت میكنم كه به منافع دنیوی و شخصیت من لطمه بخورد یا نخورد؟ تمام اینها را الان ملائكه در پروندهی من ضبط میكنند، در پروندهای كه برای خودشان است. یعنی قوای مجرد ملائكه به واسطهی ضمیر و به واسطهی صور ملكوتی و مثالی كه شخص در این دنیا موجد و مولّد آن صور است، [به آن مسائل دسترسی پیدا میكنند و] همهی آن صور در پروندهی ملائكه ثبت است. لذا میفرماید: وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا. تمام ملائكهای كه در اینجا پروندهها را در خودشان گرفتند، آنجا حضور پیدا میكنند.
