
اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
15تمام اینها برای چیست؟ تمام اینها برای این است كه نفس در این راستایی كه حركت كرده، دائماً داشته در خودش فرو میرفته و در خودش داشته حركت میكرده است نه در خدا و نه در سیر به سوی خدا. در جهت رفع تعلقات گام بر نمیداشته است كه الان وقتی به او بگویند برو در منزلت، دو ركعت نماز شكر هم بخواند.
حكام أمیرالمؤمنین علیهالسّلام اینطور بودندها البته نه همه آنها. مالك اشتر اینطوری بودهها؛ قیسبن سعد بن عباده اینطور بودهها؛ محمد بن أبیبكر از طرف أمیرالمؤمنین علیهالسّلام حاكم بر مصر شد، اینطوری بودهها. اینها منتظر بودند كی نامه علی به دستشان میرسد و به آنها میگوید برگرد به كوفه، لحظه شماری میكردند. سلمان اینطوری بودهها. شما خیال میكنید كه اینها پیه مصر را از زمان طفولیت به تنشان مالیده بودند؟ خواب حكومت مصر و مدائن و یمن و غیره را میدیدند و با رؤیای این حكومتها شب را به روز میآوردند و روز را به شب میآوردند؟ یك لحظه فراق أمیرالمؤمنین برای آنها كشنده بود. با هزار تمنا و خواست از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام میخواستند كه آنها را از كوفه جدا نكند، از مدینه جدا نكند، اینها اینطوری بودند.
آن وقت، آن حركتی كه از ناحیهی أمیرالمؤمنین علیهالسّلام انجام بشود، آن حركت به صلاح اوست. یعنی اگر همین مالك اشتر در كنار أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، پشت سر أمیرالمؤمنین نمازهای پنج گانهاش را میخواند، منزلش را در كنار قرار میداد، به آن مرتبهای كه رفت در مصر و در آنجا شهید شد، نمیرسید. اگر همین محمدبن أبیبكر كه میگفت به من محمد بن علی بگویید نه محمدبن أبیبكر و واقعاً هم فرزند أمیرالمؤمنین بود، واقعا! یك همچنین پدر ظاهری كذایی ولكن پدر واقعیش هم أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بود. از جملهی سه نفری بود كه امام رضا علیهالسّلام فرمودند بعد از پیغمبر صلی اللَه علیه و آله همه مرتد شدند، غیر از سه نفر، یكی از آنها محمدبن أبیبكر بود. روایات در این زمینه متفاوت است، بعضیها چهار تا گفتند، بعضی پنج تا، بعضی هم سه تا. عمار و سلمان و مقداد و محمدبن أبیبكر در بعضی روایات است. اینقدر این مهم بود! عاشق أمیرالمؤمنین بود و خودش را فرزند ایشان به حساب میآورد. پدر او خلیفه شده است اما پدر خودش را أمیرالمؤمنین میدانست.
