اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
14ببینید من در آن موقع آن طور تشخیص میدادم كه این مطالب گفته بشود، گرچه یك ابهامی هم در ذهنم بود؛ لكن میآیند میگویند نكن! اینجا اینطور تشخیص میدهم، میآیند میگویند نه و خلافش را انجام بده! به همین دلیل است، به همین دلیل است كه انسان بینیاز از فردی كه مشرف است بر نفس او و بر احوال او نخواهد بود. خُب بقیه هم مثل ما هستند دیگر، حالا با كم و زیادش.
اما شما ببینید در هر جا نكتهی خاص به خودش را دارد. حالا آن كسی كه میگوید بیا و در بیرون این كار را بكن. یك ضرری اگر به واسطهی این مسئله متوجه من بشود، متوجه حالم بشود، متوجه نفسم بشود، مسئولیتش با كیست؟ با خود اوست. اما اگر من نروم، نفس در اینجا میآید و میگوید نه، در همین منزل بمان، حالت بهتر است، ارتباطت بهتر است، توجهت با خدا بیشتر است، در بیرون میروی اسمت را اینطور میكنند، آنجا برایت اعلامیه میزنند، اینجا برایت تقاضا میكنند، اینجا برایت چطور میكنند. این مسائل را هم نفس از این طرف میآوردها و انسان یك حال قرب مجازی و قرب اعتباری هم در نفس خودش احساس میكند كه حالا كه در منزل هست و در انعزال، حالش بهتر است، این چیست؟ این مجازی است. این خلاف است.
همانطور كه در آنجا آن احساس تقرب برای آن شخصی كه بر مسندی تكیه زده و مسئولیتی را پذیرفته و مورد توجه افراد است و خود را در قبال با پروردگار سرافراز احساس میكند و در قبال پروردگار موفق میبیند و به واسطه این موقعیت خشنود میشود و از كار خودش احساس رضایت میكند درحالتیكه تمام اینها بُعد از پروردگار است؛ مجازی و خلاف است. نفعی را میرساند، ولی این رساندن نفع در راستای ارضای نفس او انجام میگیرد. اگر به همان شخص بگویند خیلی ممنون، با تشكر از زحمات، تشریف ببرید در منزل، همان جا سكته میكند! خیلی ممنون باتشكر از زحمات، در یك مسجد محلی شما مشغول امامت جماعت باشید، همان جا میبرندش بیمارستان و در سی سی یو میگذارند. اگر به او بگویند خیلی ممنون، با تشكر از زحمات شما، فرض كنید كه این موقعیت و این اداره، این بیمارستان، این مجتمع، این سازمان، این وزارت،این را به شما نمیدهیم، از همان جا باید به مشكلاتی كه برایش پیش میآید، برسند.

