اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

14153
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

13
  • آمدم خدمت مرحوم آقا قبل از اینكه بروم در مدرسه و یك كاری داشتم. همین كه ایشان من را دیدند یك مرتبه به من همین طور بی مقدمه فرمودند كه آقا سید محسن! اگر می‌خواهی خیر دنیا را، باید ناشناس بمانی؛ اگر خیر آخرت را می‌خواهی، باید ناشناس بمانی. این را گفتند و بعد رفتند كاری كه داشتند. این هم مطلب ایشان!

  • خُب قضیه مشخص است دیگر كه مسئله از چه قرار است. ما آمدیم و آن روز دوم هم آن بحثش را انجام دادیم و بعد دیگر عذرخواهی كردم، گفتم كه دیگر نمی‌توانم، موانعی پیش آمده و با اینكه رفقا متأثر شدند، ولی خُب گفتم كه نمی‌توانم ادامه بدهم، موانعی پیش آمده است. از این قضیه گذشت. در مشهد بودیم ایشان ما را فرستادند به قم. به من فرمودند: فلانی شما باید به قم بروی و در قم بمانی! و مدتش را هم تعیین‌ نكردند كه تا چه قدر باید بمانم. الان هم كه من در اینجا در حضور رفقا هستیم، خودم هم نمی‌دانم تا فردا باید بمانم، تا دو سال دیگر باید بمانم، اجل كی سراغمان می‌آید، هیچ نمی‌دانم، واقعاً هیچ نمی‌دانم.

  • وقتی‌كه ما آمدیم در قم خُب طبعاً با رفقا و دوستان مشغول شدیم همین دروس فلسفه و فقه و اصول را به صورت خصوصی و در منزل رفقا و دوستان شروع كردیم با همان عده از دوستانی كه در خدمتشان بودیم. مدتی از این قضیه گذشت و خُب طبعاً به كارهای دیگر و مطالعات دیگر هم ما می‌پرداختیم. مرحوم آقا مشرف شدند برای قم ظاهراً همان سال و در ضمن صحبتی كه با من می‌كردند، گفتند خُب وضع شما چطور است (در مورد درس و این مسائل)؟ گفتم یك چنین وضعیتی داریم. ایشان فرمودند كه چرا شما درس در بیرون نمی‌دهی؟ چرا اشتغالاتت را در بیرون قرار ندادی؟ من گفتم كه خُب من این‌طور راحت‌تر هستم كه هم در منزل باشیم و هم خصوصی باشد و هم بتوانیم بیشتر صحبت كنیم. حالا در بیرون باشد افراد مختلفی می‌آیند، اشخاصی می‌آیند، انسان خُب هر حرفی را نمی‌تواند بزند، هر مسئله‌ای را نمی‌تواند بگوید. ایشان فرمودند نه خیر! شما باید در بیرون درس بدهی و این مطالب را باید در بیرون مطرح بكنی!