اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

14153
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

12
  • چون آن یك نقطه به عنوان منبع برای اتكاء و انتساب لازم است. آن نقطه را شیطان نگه می‌دارد و از بین‌ نمی‌برد و اگر به خود مراجعه كند، در ارتباطات خود می‌بیند كاری هم انجام می‌دهد، دستگیری هم می‌كند. ولی وقتی‌كه حال خودش را ملاحظه كند با حال قبل اگر فرصت پیدا كند آن وقت می‌فهمد چقدر فاصله گرفته است. نمازی را كه چهار سال پیش می‌خواند با نمازی كه الان می‌خواند، كنار هم بگذارد؛ روزه‌ای را كه ده سال پیش می‌گرفت با روزه‌ای كه الان می‌گیرد در كنار هم بگذارد؛ توجه به معنویات و صفای باطنی كه آن موقع داشته با آنچه را كه الان دارد اگر توفیق پیدا كند در كنار هم بگذارد، آن وقت متوجه می‌شود بالاخره این ایراد از كجاست و این مسئله از كجا پیدا شده است! امام صادق می‌فرماید به اینجا نباید برسی ها.

  • در بعضی از اوقات هست كه انسان احساس می‌كند البته در غالب اوقات، این مسئله حدود نود درصد است كه اقدام بر یك مسئله اجتماعی برای او مفید است، ولی در واقع برای او مفید نیست. چه شخصی باید انسان را متوجه این نكته كند؟ آن شخصی كه نسبت به او اشراف دارد و نفس او را می‌خواند و خصوصیات و حدود ظرفیت نفس در چنبره اوست، او می‌تواند این تشخیص را بدهد كه انجام بدهد این را یا انجام ندهد.

  • یك وقتی بود من در مشهد یك بحثی را شروع كرده بودم، بحث پر سر و صدایی هم بود، یك بحث عرفان نظری بود (شرح قصیده خمریة ابن فارض بود) كه قصد داشتم مطالبی در آنجا مطرح كنم كه شاید از اسرار هم به حساب می‌آمد و طرحش شاید صلاح نبود، یك هم‌چنین نیتی داشتم. البته خُب رفقا و دوستان اصرار كرده بودند راجع به این قضیه، اقتراح و پیشنهاد خود من نبود. ولی از ابتدا نسبت به این مسئله من دچار شك بودم، كأنّ یك نقطه مبهمی در ذهن من همیشه مرور می‌كرد كه انجام بدهم یا ندهم. علی كل حال مطالبی است كه اگر انسان بخواهد همین طور بگوید و ترجمه بكند، خُب این یك مسئله قابل توجهی نیست. اگر بخواهد به شرح و بیانش بپردازد، ممكن است به مسائلی برسد و منجر به مطالبی بشود كه شاید گفتنش صلاح نباشد. روز اول را گفتیم، روز دوم بعد از ظهر بود من خوابیده بودم، یك خوابی دیدم كه آن خواب حكایت از این می‌كرد كه این سرّی كه در باطن وجود دارد، شما آمدی این را در معرض قرار دادی و انداختی در بین راه. معنا و مفاد این خواب و رویا به این كیفیت بود. خُب متوجه شدم كه دیگر بالاخره اخطار آمد و حواست باید جمع باشد، دیگر از این به بعد ...