اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال
8و این خیلی مسئلهی دقیقی است، خیلی مسئله مهمی است، خیلی مسئله مشكلی است. مشكل البته، مشكل هست، ولی لاینحل نیست. مشكل است چون همه نمیتوانند به این عمل كنند، چند نفر هستند. ولی امام علیهالسّلام كه نمیآید میزان تربیت خود را در سطح عموم افراد قرار بدهد. امام علیهالسّلام میآید آن نقطه بالا را میگیرد، آن صد در صد را ملاحظه میكند، آنچه را كه یك فرد میخواهد به آن مرتبه برسد، آن را مد نظر قرار میدهد.
چند روز پیش من در طهران منزل یكی از اقوام رفتم و در ضمن صحبتها عرض شد كه قصد دارم راجع به تفریق بین صلوات یك مقالهای بنویسم كه سنت در زمان رسول خدا و زمان ائمه علیهمالسلام و متفق بین فقهاء، این بوده است. فقیهی نمیتواند نسبت به این مسئله غمض عین داشته باشد زیرا سنت بر تفریق بین صلوات است. یعنی نماز صبح در وقت خود، نماز ظهر در وقت خود و نماز عصر و همینطور مغرب و عشاء هم در وقت خود باید خوانده شوند و این سنت بوده است.
البته خُب در بعضی موارد مثل سفر رسول خدا صلی اللَه جمع میخواندند یا اگر یك مورد اضطراری پیش میآمد جمع میخواندند و جمع خواندن باطل نیست و حرام نیست، بلكه مكروه است و خلافش كه تفریق است دستور داده شده است. این سنت است و انشاءاللَه اگر خدا بخواهد راجع به این مسئله یك نوشتاری هم در آتیه نزدیك ما ارائه خواهیم داد. و این ایرادی را كه اهل تسنن نسبت به شیعه وارد میكنند و ایراد صحیحی هم هست، كه چطور شیعه نماز مغرب و عشاءاش را با هم میخواند! چطور شیعه نماز ظهر و عصر را با هم میخواند! درحالتیكه سنت پیغمبر بر این نبوده است. حق هم با آنهاست، آنها درست میگویند.
الان این قضیه از مرحوم آقا یادم آمد. ایشان در ماه مبارك رمضان بناشان بر این بود كه اول نماز میخواندند و بعد صحبت میكردند و مسائل فقهی و مسائل شرعی میگفتند و بعد منبری منبر میرفت. حالا یا خودشان منبر میرفتند و یا اینكه منبری وعظ و خطابهای میخواند و بعد از اینكه آن منبری پایین میآمد، نماز عصر را میخواندند كه تقریباً حدود همان نماز عصر میشد. این دأب ایشان بود. و دیگر اینكه دأب ایشان این بود كه در آن زمان، هر وقتی كه ایشان طهران بودند، اول ماه را به زیارت حضرت عبدالعظیم مشرف میشدند. رفقا هم ترك نكنند، قدر حضرت عبدالعظیم را رفقا بدانید، این مرد! كم مردی نیستها و پیش خدا خیلی منزلت دارد. حضرت عبدالعظیم كسی است كه امام هادی علیهالسّلام به او فرمودند تو واقعاً مؤمن ما هستی و به ولایت ما رسیدی! یك چنین فردی است ایشان. و ایشان از هر فرصتی برای زیارت حضرتعبدالعظیم در آن موقع استفاده میكردند تا اواخر عمرشان. از مشهد هم كه به طهران میآمدند بدون زیارت حضرت عبدالعظیم طهران را ترك نمیكردند.

