اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

14153
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

11
  • اگر در روز قیامت شما آمدید یا افراد دیگر و گفتند ما آمادگی داشتیم برای پذیرفتن و شما خیانت كردید و حكمی را كه امام صادق فرمود به ما نگفتید، من چه جوابی دارم بدهم؟ خودم عمل نكردم، خب نمی‌كنم، آن یك مطلب دیگری است. ولی اگر یكی بیاید این را بگوید كه ما كه عالم نبودیم، ما كه این درس‌ها را نخواندیم، ما كه به روایات وارد نبودیم و از آن طرف هم می‌خواستیم مطیع و منقاد اماممان باشیم، دنباله رو أمیرالمؤمنین می‌خواستیم باشیم، دنباله رو پیغمبر می‌خواستیم باشیم، خُب این مطالب را از چه كسی باید بپذیریم؟ از چه كسی می‌بایستی قبول كنیم؟ او كه نمی‌گوید، او هم كه نمی‌گوید، شما هم كه نمی‌گویی، خب پس ما چطور؟ اینجاست كه جوابی نیست.

  • پس بنابراین باید آنچه را كه از طرف امام علیه‌السّلام مطرح شده، آن را باید بیان كرد. حالا هر كسی به هر مقداری كه در توان اوست و در همت اوست و به آن مقداری كه مطلب را دریافته، و به آن مقداری كه به او توجه می‌كند، خُب خودش می‌داند، خودش باید عمل كند، ولی مطلب از این قرار است.

  • سالك در راه خود آنچه را كه مد نظر قرار می‌دهد، باید این باشد كه ببیند چه چیزی به صلاح اوست، به دنبالش برود و چه چیزی به صلاح او نیست و او را ترك كند و از هیچ چیزی هم ابایی نباید داشته باشد، از هیچ چیزی نباید ابا داشته باشد. چه بسا بعضی از این امور در تصور او ممكن است كه مطلب جالبی باشد ولیكن به زیان او باشد. در بعضی از موارد انسان مسئله را تشخیص نمی‌دهد. عقل انسان برای رسیدن به مطلب كفایت نمی‌كند. در اینجاست كه باید امور را با اهل خبره و بصیرت و آن افرادی كه نسبت به مسئله اطلاع دارند و اشراف دارند، مطرح كرد.

  • این‌كه بزرگان فرمودند انسان بی‌نیاز از استاد و ولی راه خدا كه دست او در دست ولی اعظم امام زمان عجل اللَه تعالی فرجه الشریف هست، نیست و هر كسی كه بدون اتصال به این مسئله بخواهد قدمی بردارد كه آن قدم از نقطه نظر مسائل اجتماعی و امور مهم دینی و دنیایی قابل ملاحظه باشد؛ آن شخص بدون این كه خود توجه داشته باشد، به سمت‌های دیگر انحراف پیدا می‌كند و خود را از دست می‌دهد و كم‌كم در دنیا غوطه می‌خورد و اشتغالات دنیا برای او پوششی به وجود می‌آورد كه آن پوشش او را از توجه به باطن خود، مانع می‌گردد و در ضمن یك صبغه الهی و رنگ الهی و یك نقطه هم باقی می‌گذارد تا این‌كه شخص با توجه به آن نقطه، دل او نسبت به كاری كه انجام می‌دهد گرم باشد و نسبت به آن اشتغالش با اهتمام باشد. چرا؟