اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

14٬792
عنوان بصری
علو وعزت

ادراك اختصاص حقيقت عزت و علو در پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 سالك راه الهي نبايد در طلب و خواست خود نسبت به آنچه در اختيار مردم است به ديد عزّت و برتري نگاه كند. 2 توضيحي راجع به جايگاه و نحوۀ عملكرد سالك راه الهي بر اساس اين فقرۀ شريفه از كلام امام صادق عليه‌السلام. 3 بر اساس كلام امام صادق عليه‌السلام كسي كه قصد رسيدن به مقام عبوديت پروردگار را دارد بايد موقعيت و جايگاه خود را نسبت به مسائل مختلف ارزيابي كرده بر اساس آنچه به صلاح و نفع اوست عمل نمايد. 4 شيطان براي رسوخ نمودن در قلوب مؤمنين همواره به سراغ راهي مي‌رود كه صِبغه و رنگ خدايي داشته باشد. 5 ذكر حكايتي از مرحوم قاضي مبني بر تكدّر خاطر ايشان به دليل اشتغالات فراوان يكي از شاگردان ايشان به امور مسجد و مردم و عدم پرداختن به خود. 6 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود دارا بودن مراتب عاليه كماليه پيش از رسيدن به بعثت مأمور به هدايت و دستگيري از افراد نبودند. 7 مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه مي‌فرمايند: بيان احكام الهي و تبليغ دين وظيفه و بر عهدۀ شخصي است كه نفس اين تبليغ و بيان احكام دين موجب ضرر رسيدن به نفس و موقعيت او نشود. 8 تفريق بين صلوات سنت پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم‌السلام بوده است و هيچ فقيهي نمي‌تواند نسبت به اين مسأله چشم پوشی داشته باشد. 9 بيان علوّ مقام و درجه حضرت عبدالعظيم حسني علیه السلام و اهتمام مرحوم علّامه طهرانی در زيارت ايشان 10 وظيفه سالك راه الهي در قدم اول شناخت مصالح و مضارّ نفساني خود و تطبيق اعمال خويش بر اساس آن مي‌باشد. 11 حركت در مسير سير و سلوك الهي بدون قرار گرفتن در تحت ولايت و تربيت استاد كامل نتيجه‌اي جز گمراهي و واقع شدن در مهالك نفساني ندارد. 12 توضيحي راجع به كيفيت نفوذ شيطان در افراد بر اساس رنگ و صبغۀ الهي دادن به اعمال ايشان و در نهايت مبتلا ساختن ايشان به سنت استدراج. 13 شرح قصيدۀ خمريّه ابن فارض توسط استاد طهراني و توقف ايشان از ادامه آن در پي سخن مرحوم علّامه طهراني به ايشان. 14 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به استاد طهراني مي‌فرمايند: اگر خير دنيا را مي‌خواهي ناشناس بمان و اگر خير آخرت را مي‌خواهي باز هم ناشناس بمان. 15 چه عاملي سبب مي‌شود كه انسان نتواند قلب و دل خود را از تعلقات و مسائل اعتباري عالم دنيا بزد

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

توضیحات:

ادراك اختصاص حقيقت عزت و علو در پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 سالك راه الهي نبايد در طلب و خواست خود نسبت به آنچه در اختيار مردم است به ديد عزّت و برتري نگاه كند. 2 توضيحي راجع به جايگاه و نحوۀ عملكرد سالك راه الهي بر اساس اين فقرۀ شريفه از كلام امام صادق عليه‌السلام. 3 بر اساس كلام امام صادق عليه‌السلام كسي كه قصد رسيدن به مقام عبوديت پروردگار را دارد بايد موقعيت و جايگاه خود را نسبت به مسائل مختلف ارزيابي كرده بر اساس آنچه به صلاح و نفع اوست عمل نمايد. 4 شيطان براي رسوخ نمودن در قلوب مؤمنين همواره به سراغ راهي مي‌رود كه صِبغه و رنگ خدايي داشته باشد. 5 ذكر حكايتي از مرحوم قاضي مبني بر تكدّر خاطر ايشان به دليل اشتغالات فراوان يكي از شاگردان ايشان به امور مسجد و مردم و عدم پرداختن به خود. 6 چگونه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم با وجود دارا بودن مراتب عاليه كماليه پيش از رسيدن به بعثت مأمور به هدايت و دستگيري از افراد نبودند. 7 مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه مي‌فرمايند: بيان احكام الهي و تبليغ دين وظيفه و بر عهدۀ شخصي است كه نفس اين تبليغ و بيان احكام دين موجب ضرر رسيدن به نفس و موقعيت او نشود. 8 تفريق بين صلوات سنت پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم‌السلام بوده است و هيچ فقيهي نمي‌تواند نسبت به اين مسأله چشم پوشی داشته باشد. 9 بيان علوّ مقام و درجه حضرت عبدالعظيم حسني علیه السلام و اهتمام مرحوم علّامه طهرانی در زيارت ايشان 10 وظيفه سالك راه الهي در قدم اول شناخت مصالح و مضارّ نفساني خود و تطبيق اعمال خويش بر اساس آن مي‌باشد. 11 حركت در مسير سير و سلوك الهي بدون قرار گرفتن در تحت ولايت و تربيت استاد كامل نتيجه‌اي جز گمراهي و واقع شدن در مهالك نفساني ندارد. 12 توضيحي راجع به كيفيت نفوذ شيطان در افراد بر اساس رنگ و صبغۀ الهي دادن به اعمال ايشان و در نهايت مبتلا ساختن ايشان به سنت استدراج. 13 شرح قصيدۀ خمريّه ابن فارض توسط استاد طهراني و توقف ايشان از ادامه آن در پي سخن مرحوم علّامه طهراني به ايشان. 14 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به استاد طهراني مي‌فرمايند: اگر خير دنيا را مي‌خواهي ناشناس بمان و اگر خير آخرت را مي‌خواهي باز هم ناشناس بمان. 15 چه عاملي سبب مي‌شود كه انسان نتواند قلب و دل خود را از تعلقات و مسائل اعتباري عالم دنيا بزد

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اختصاص تمام مراتب عزّت و علوّ به پروردگار متعال

11
  • اگر در روز قیامت شما آمدید یا افراد دیگر و گفتند ما آمادگی داشتیم برای پذیرفتن و شما خیانت كردید و حكمی را كه امام صادق فرمود به ما نگفتید، من چه جوابی دارم بدهم؟ خودم عمل نكردم، خب نمی‌كنم، آن یك مطلب دیگری است. ولی اگر یكی بیاید این را بگوید كه ما كه عالم نبودیم، ما كه این درس‌ها را نخواندیم، ما كه به روایات وارد نبودیم و از آن طرف هم می‌خواستیم مطیع و منقاد اماممان باشیم، دنباله رو أمیرالمؤمنین می‌خواستیم باشیم، دنباله رو پیغمبر می‌خواستیم باشیم، خُب این مطالب را از چه كسی باید بپذیریم؟ از چه كسی می‌بایستی قبول كنیم؟ او كه نمی‌گوید، او هم كه نمی‌گوید، شما هم كه نمی‌گویی، خب پس ما چطور؟ اینجاست كه جوابی نیست.

  • پس بنابراین باید آنچه را كه از طرف امام علیه‌السّلام مطرح شده، آن را باید بیان كرد. حالا هر كسی به هر مقداری كه در توان اوست و در همت اوست و به آن مقداری كه مطلب را دریافته، و به آن مقداری كه به او توجه می‌كند، خُب خودش می‌داند، خودش باید عمل كند، ولی مطلب از این قرار است.

  • سالك در راه خود آنچه را كه مد نظر قرار می‌دهد، باید این باشد كه ببیند چه چیزی به صلاح اوست، به دنبالش برود و چه چیزی به صلاح او نیست و او را ترك كند و از هیچ چیزی هم ابایی نباید داشته باشد، از هیچ چیزی نباید ابا داشته باشد. چه بسا بعضی از این امور در تصور او ممكن است كه مطلب جالبی باشد ولیكن به زیان او باشد. در بعضی از موارد انسان مسئله را تشخیص نمی‌دهد. عقل انسان برای رسیدن به مطلب كفایت نمی‌كند. در اینجاست كه باید امور را با اهل خبره و بصیرت و آن افرادی كه نسبت به مسئله اطلاع دارند و اشراف دارند، مطرح كرد.

  • این‌كه بزرگان فرمودند انسان بی‌نیاز از استاد و ولی راه خدا كه دست او در دست ولی اعظم امام زمان عجل اللَه تعالی فرجه الشریف هست، نیست و هر كسی كه بدون اتصال به این مسئله بخواهد قدمی بردارد كه آن قدم از نقطه نظر مسائل اجتماعی و امور مهم دینی و دنیایی قابل ملاحظه باشد؛ آن شخص بدون این كه خود توجه داشته باشد، به سمت‌های دیگر انحراف پیدا می‌كند و خود را از دست می‌دهد و كم‌كم در دنیا غوطه می‌خورد و اشتغالات دنیا برای او پوششی به وجود می‌آورد كه آن پوشش او را از توجه به باطن خود، مانع می‌گردد و در ضمن یك صبغه الهی و رنگ الهی و یك نقطه هم باقی می‌گذارد تا این‌كه شخص با توجه به آن نقطه، دل او نسبت به كاری كه انجام می‌دهد گرم باشد و نسبت به آن اشتغالش با اهتمام باشد. چرا؟

/