اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاه‌ها

14877
عنوان بصری
علو وعزت
نسخه عربی

دیدگاه اهل معرفت نسبت به نهضت سید الشهداء علیه السلام، و نقد سایر دیدگاه‌ها

9
  • آن‌وقت نتیجه اش چیست؟ نتیجه‌اش همین است: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه‌ المجادلة، ١٩ شیطان می‌آید، بی برو برگرد و هیچ رو در بایستی هم نداریم، شیطان می‌آید كم‌كم كم‌كم كم‌كم، آن حقایقی را كه از زبان امام صادق و امام باقر در می‌آید، آنها را محو می‌كند و به جای او رنگ و لعاب دنیا و آنچه را كه عوام می‌پسندند جایگزین می‌كند. این حالت كم‌كم كم‌كم به نحوی در می‌آید كه پایه و اساس تفكر در همه اعمال قرار می‌گیرد. این می‌شود پایه!

  • پایه دیگر امام صادق نیست، پایه دیگر امام زمان نیست، پایه دیگر امام رضا نیست، پایه می‌شود رعایت مردم، پایه می‌شود ملاحظه‌ی مردم، پایه می‌شود ملاحظه‌ی مرید، پایه می‌شود نگهداری مرید، پایه می‌شود حفظ امور عوام‌پسندانه، این می‌شود پایه و اساس. آن‌وقت از این مغز دیگر چه تراوش می‌كند؟ دیگر می‌شود از این مغز خدا بیرون بیاید؟ وقتی ورودی‌های این مغز بشود اعتبارات دنیا، دیگر خروجی‌هایش چه خواهد شد! امروز یك حرفی می‌زنیم، فردا حرف مخالفش را می‌زنیم، امروز صلاح بر این است، فردا صلاح بر آن است، این می‌شود عالَم، عالم توهّم.

  • امّا اولیاء خدا چه؟ از اوّل آمدند حسابشان را با مردم صاف و تصفیه كردند. گفتند مردم ما گول شما را نمی‌خوریم، صاف داریم می‌گوییم، ما به یك حقیقتی رسیدیم آمدید شما، شما هم خواهید رسید، نیامدید شما را به خیر و ما را به سلامت، والسلام. این حرف، حرف اوّل و آخر اولیاء خداست، ما این كار را انجام می‌دهیم.

  • آمد آن شخص پیش مرحوم آقا، می‌خواست وجوهاتش را حساب كند، ایشان فرمودند وجوهات شما این‌قدر خواهد شد. گفت: آقا یك تخفیفی بدهید! ایشان فرمودند: به من چه مربوط است كه تخفیف بدهم، مگر دست من است كه من تخفیف بدهم. گفت: آقا! بقیه‌ی آقایان تخفیف می‌دهند. ایشان فرمودند: بفرمایید بروید پیش بقیه آقایان، بلند شوید بروید پیش بقیه آقایان. ایشان گفتند وجوهات شما این‌قدر خواهد شد و یك قران كمتر نمی‌شود و من قبول نمی‌كنم. هیچی، ایشان بلند شد رفت پیش بقیه‌ی آقایان و تخفیف كلّی هم گرفت، یك سوّم و ... بعد ایشان یك حرف به او زدند، گفتند: آقای فلان! من با شما همراهی می‌كنم، با شما می‌آیم جلو تا دم در جهنم، دیگر دم در جهنّم با شما خداحافظی می‌كنم. آنجا با مزاج من حالا من دارم می‌گویم نمی‌سازد. ما تا آنجا با شما می‌آییم، حالا شاید یكی با شما داخل جهنّم هم بیاید دیگر خود دانید. هستند، بله!