
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
موضوع:اختصاص حقیقت عزت و علوّ به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 عزّت اختصاص به پروردگار متعال دارد و هر كسي كه خود را به ذات او منتسب ميداند و در مسير توحيد او گام بر ميدارد و ذلت اختصاص به افرادي دارد كه در خلاف مكتب توحيد قدم بر ميدارند گرچه از مسلمانان و شيعيان باشند. 2 ذكر سخن ملحدانه يكي از اساتيد معروف ادبيات فارسي در كنگرۀ عربيزدائي و انتخاب او به عنوان معلم نمونه و الگو. 3 آنچه همه انسانها را از هر نحله و مذهبي در پيشگاه حقيقت در يك سلك و مسير قرار ميدهد ميزان تعهد هر فرد نسبت به اصول و قوانين توحيدي ميباشد. 4 ذكر نام برخي از افراد معروف به ظاهر مسلمان و شيعه كه داراي افكار و نظريات ملحدانه بوده و در تلاش براي نابودي اسلام و عقايد آن بودهاند. 5 آغاز تلاش براي ايجاد فرهنگ عربيزدايي از زمان رضا شاه. 6 اشعار و سرودههاي شاعران بزرگ ايراني همچون حافظ شيراز و سعدي و مولوي مملوّ و مشحون است از كلمات و عبارات عربي. 7 تلاش براي زدودن الفاظ عربي از كلمات فارسي منجر به غربت و ابتعاد مردم از اسلام و لسان قرآن و كلمات ائمه اطهار ميشود. 8 كسي كه عزت و غناي پروردگار در وجود او تجلي كرده است همۀ مسائل عالم دنيا و اعتبار در قبال او فقر محض و ذلت ميباشند. 9 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي در ارتباط با فردي كه خود را تافتۀ جدا بافته از ساير افراد ميپنداشت. 10 تفسير قسمتي از آيه 67 سورۀ مباركه عنكبوت: (جَعَلْنا حَرَماً آمِناً). 11 خارج كردن اجزاء حرم از آن حرام ميباشد گرچه بعداً به آنجا باز گردانده شوند. 12 ذكر روايتي از امام باقر عليه السلام در ارتباط با اينكه مراد از حَرَمَ آمن در آيه شريفه چه ميباشد. 13 فردي كه به سفر روحاني حج مشرف ميشود بايد نيت خود را از غير خداوند متعال خالص كرده و همۀ اتكاء و التجاه او بسمت حقيقت توحيد باشد. 14 ذكر دو معنا براي اين فقرة شريفه از كلام امام صادق عليه السلام: ولا يطلب ما عند الناس عِزّاً و علوّاً. 15 مراد امام عليهالسلام طلب نكردن آنچه در دست مردم ميباشد نيست بلكه مراد امام اين است كه اين طلب نبايد به خاطر عزت و بزرگ منشي و استعلا باشد. 16 مرحوم علّامه طباطبايي در پاسخ فردي كه از وسعت علم و احاطه ايشان در علوم مختلف در بهت و تعجب فرو رفته بود ميفرمايند: و قل ربِّ زدني علماً. 17
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
توضیحات:
موضوع:اختصاص حقیقت عزت و علوّ به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 عزّت اختصاص به پروردگار متعال دارد و هر كسي كه خود را به ذات او منتسب ميداند و در مسير توحيد او گام بر ميدارد و ذلت اختصاص به افرادي دارد كه در خلاف مكتب توحيد قدم بر ميدارند گرچه از مسلمانان و شيعيان باشند. 2 ذكر سخن ملحدانه يكي از اساتيد معروف ادبيات فارسي در كنگرۀ عربيزدائي و انتخاب او به عنوان معلم نمونه و الگو. 3 آنچه همه انسانها را از هر نحله و مذهبي در پيشگاه حقيقت در يك سلك و مسير قرار ميدهد ميزان تعهد هر فرد نسبت به اصول و قوانين توحيدي ميباشد. 4 ذكر نام برخي از افراد معروف به ظاهر مسلمان و شيعه كه داراي افكار و نظريات ملحدانه بوده و در تلاش براي نابودي اسلام و عقايد آن بودهاند. 5 آغاز تلاش براي ايجاد فرهنگ عربيزدايي از زمان رضا شاه. 6 اشعار و سرودههاي شاعران بزرگ ايراني همچون حافظ شيراز و سعدي و مولوي مملوّ و مشحون است از كلمات و عبارات عربي. 7 تلاش براي زدودن الفاظ عربي از كلمات فارسي منجر به غربت و ابتعاد مردم از اسلام و لسان قرآن و كلمات ائمه اطهار ميشود. 8 كسي كه عزت و غناي پروردگار در وجود او تجلي كرده است همۀ مسائل عالم دنيا و اعتبار در قبال او فقر محض و ذلت ميباشند. 9 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي در ارتباط با فردي كه خود را تافتۀ جدا بافته از ساير افراد ميپنداشت. 10 تفسير قسمتي از آيه 67 سورۀ مباركه عنكبوت: (جَعَلْنا حَرَماً آمِناً). 11 خارج كردن اجزاء حرم از آن حرام ميباشد گرچه بعداً به آنجا باز گردانده شوند. 12 ذكر روايتي از امام باقر عليه السلام در ارتباط با اينكه مراد از حَرَمَ آمن در آيه شريفه چه ميباشد. 13 فردي كه به سفر روحاني حج مشرف ميشود بايد نيت خود را از غير خداوند متعال خالص كرده و همۀ اتكاء و التجاه او بسمت حقيقت توحيد باشد. 14 ذكر دو معنا براي اين فقرة شريفه از كلام امام صادق عليه السلام: ولا يطلب ما عند الناس عِزّاً و علوّاً. 15 مراد امام عليهالسلام طلب نكردن آنچه در دست مردم ميباشد نيست بلكه مراد امام اين است كه اين طلب نبايد به خاطر عزت و بزرگ منشي و استعلا باشد. 16 مرحوم علّامه طباطبايي در پاسخ فردي كه از وسعت علم و احاطه ايشان در علوم مختلف در بهت و تعجب فرو رفته بود ميفرمايند: و قل ربِّ زدني علماً. 17
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
11یك وقت در مجلس مرحوم علامه طباطبائی رضوان اللَه علیه بودیم، مجلس سؤال و جواب بود، سؤال میكردند ایشان جواب میداد. شخصی در آنجا بود خیلی به مقام علمی ایشان معجب شد، خیلی برایش عجیب بود كه ایشان چطور اینقدر نسبت به مطالب و روایات و احادیث و قرآن و مسائل واردند، اینقدر مسلطاند. رو كرد به ایشان گفت: آقا مگر میشود یك شخصی اینقدر علم داشته باشد؟ آدم خوش مزّهای هم بود، ولی خوش فهم بود ایشان خیلی با كمال تواضع فرمودند: وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً طه، ١١٤ بگو خدایا به من هم بده. یعنی ایشان هیچ احساسی به خود نگرفتند كه حالا شكسته نفسی بكنند، خواهش میكنم، اختیار دارید، نه ما قابل نیستیم! از این حرفهایی كه همه ما میزنیم، اختیار دارید، نه ما كوچك شماییم ولی خیلی هم بزرگیم به اندازه كوه دماوند هم بزرگتریم! نه، ایشان هیچ شكسته نفسی هم نكردند گفتند علم دارم كه دارم، تو هم بگو خدایا به من بده، این میشود توحید. یعنی این مرد مردی است كه دارد توحید را تبلیغ میكند، این مرد مردی است كه دارد آن حقیقت غنای پروردگار را برای افراد توضیح میدهد. این علمی كه من دارم از كجا آمده؟ از خدا آمده، خوب تو هم از خدا بخواه، تو هم از خدا بخواه، وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً آیه قرآن است. بگو خدایا تو علم من را زیاد كن. مگر بد است انسان از خدا بخواهد كه خدایا علمش زیاد بشود؟! اینكه بد نیست. مگر بد است كه انسان از خدا بخواهد خدا او را در میان افراد محبوب كند مگر بد است؟! خدا رفیق خوب برای او پیدا كند بدست بیاورد.
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: أَعجَزُ النّاس مَن عَجَزَ عَن إِكتِسابِ الإخوان بدبختترین افراد آن افرادی هستند كه نمیتوانند یك رفیق خوب برای خودشان پیدا كنند، بیچاره ترین مردم اینها هستند و أعجَزُ مِنه مَن ضیع مَن ظفرَ به منهم1 از این آدم بیچارهتر آن كسی است كه اگر خدا برای او یك رفیقی كه موجب رشد و هدایت اوست پیدا بكند او را از دست بدهد این دیگر از او خیلی بیچارهتر است. مگر رفیق خوب بدست آوردن بد است؟ انسان رفیق پیدا كند، انسان ببیند یك فردی هست رفقای خوبی در دوروبرش هستند با افراد خوبی محشور است، به جای اینكه بیاید با لاتها و اوباشها و كسانی كه هزارتایشان به اندازه یك گونی هم قیمت ندارند، با آن افراد صالح و افرادی كه ارتباط او با آنها او را به سمت هدایت و معنویت میكشاند با اینها ارتباط پیدا كند مگر اشكال دارد، مگر ایراد دارد؟ ما در روایات این همه راجع به رفیق خوب تأكید داریم و در كلام بزرگان و عرفا راجع به این مسئله تأكید آمده، حالا اگر كسی نگاه كند آن هم بخواهد خدایا به من هم رفیق خوب بده، به من هم صدیق خوب بده، مرا در میان افراد محبوب كن، ارتباطات را گرم كن این چه اشكالی دارد؟ یا اینكه فرض كنید شخصی خیلی ثروت دارد و این ثروتش را در امور صحیح هم به كار میبرد، انفاق میكند، در امور خیر این را به كار میبرد، در اموری كه مورد رضای خداست این ثروت را به كار میبرد این مگر ایراد دارد؟
- نهج البلاغه، حكمت ١٢.
