
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
22امّا آن كسی كه آمد حركت را به اذن حساب آورد، سكون را به اذن حساب آورد، اقدام را طبق اذن عمل كرد، توقف را طبق اذن عمل كرد، آن كیست آن كسی است كه طبق دستور امیرالمؤمنین، اینجا حرف بزن آنجا حرف نزن. وقتی كه میآیند میخواهند عثمان را به قتل برسانند حضرت میگوید: این كار را نكنید. آقا مگر عثمان ظالم نیست؟ بله عثمان ظالم است ولی شما این كار را نكنید. یا علی این حق تو را غصب كرده، این میگوید مگر حق من را غصب نكرده، من باید حرف بزنم یا تو؟ من باید از حقم دفاع كنم یا تو؟ من باید بگویم این كار را بكن یا تو؟ این كه حق من را غصب كرده بگذار فعلًا بكند الآن كشتن او صلاح نیست، چرا؟ چون حضرت میداند یك معاویهای آن طرف قضّیه است، اگر این كشته بشود فردا آن معاویه میآید دمار از همین مسلمین در میآورد. و اگر این عثمان را نمیكشتند، لَعلَّ اینكه حكومت به امیرالمؤمنین میرسید بدون اینكه این جریانات اتّفاق بیفتد، این قضایا را كه می داند؟ این قضایا را فقط آن علی میداند كه ولایت دارد و چشمش به منویات الهی و عالم تقدیر روشن است و باز است و حقایق را از افق مشیت دارد نگاه میكند نه با این چشمان ظاهر و این عقل اندازه یك نخودی كه تا یك متر خودش را نمیتواند ببیند، هان! آن وقت ما میخواهیم با این عقل به این مقدار خودمان برای امام تكلیف تعیین كنیم، برای دنیا تكلیف تعیین كنیم، برای همه میخواهیم تكلیف تعیین كنیم، نباید اینطور باشد، این نمیشود.
اینجاست كه این كلام امام صادق را میتوانیم بگوییم از مهمترین عباراتی است كه حضرت در این حدیث شریف عنوان بصری آوردند كه ولایطلُبُ ما عِندَالنّاسِ عِزّاً وَعُلُوّاً، به دنبال عزت نگاه به مردم نكند مردم الآن عزت دارند بین افراد خودشان میدانند، موقعیت دارند به من چه مربوط است. بیا و برو دارند، به من چه مربوط است، ثروت دارند به من چه مربوط است، مكنت دارند به من چه مربوط است، ریاست دارند به من چه مربوط است، این به من چه مربوط است را شروع كنید از امروز حالا شوخی میكنم روزی یكتسبیح بگویید به من چه مربوط است، به من چه مربوط است، تا این به من چه مربوط است تو نفسمان جا بیفتد، به من چه ربطی دارد جا بیفتد، آنچه را كه او میخواهد به جای این بنشیند، هرچه او میخواهد.
