
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
20یك روز امام صادق به هشام بن حكم میفرماید برو و با معاندین و منحرفین صحبت كن و بحث كن و آنها را محكوم كن و مجاب كن و هدایت كن و حضرت او را در كنار خود مینشاند، روز دیگر موسی بن جعفر به همین هشام میگویند دهانت را ببند و او دهانش را باز میكند. خلاف است، موسی بن جعفر با امام صادق چه فرقی دارد؟ آن امام میگوید دهانت را بگشا و زبانت را بكار بینداز، این امام میگوید دهانت را ببند و زبان در كام خاموش كن. و این حرف گوش نمیدهد و برای موسی بن جعفر دردسر درست میكند.
اینجاست كه ما به این نكته پی میبریم كه باید سالك آنچه را كه میخواهد فقط در راستای صلاح او باشد نه اینكه نگاه كند ببیند سایر افراد چیاند. بر علیه موسی بن جعفر مجالس تشكیل میدهند، میدهند كه میدهند! دارند افراد را به سمت خودشان دعوت میكنند پس من هم بیفتم اینجا من هم یك مجلس تشكیل بدهم یكی من بگویم یكی آن بگوید، بكوبم آنها را! تو نوكر خودتی یا نوكر موسی بن جعفری؟ آن آقایی كه به تو گفت برو علم یاد بگیر الآن همان دارد میگوید این علمت را برای خودت نگه دار و بعضی از اصحاب خاصّ خودت، انتشار نده، نباید انتشار بدهی. آن آقایی كه میگوید امروز وارد این دستگاه بشو و بیا و اقدام بكن همان آقا میگوید امروز وارد این دستگاه نشو و برو سرت به كار خودت برسد. آن آقایی كه میگوید امروز باید این عمل اجتماعی را انجام بدهی، همان میگوید دیگر از این به بعد برای تو ضرر دارد. یكی است یك نفر است یك امام است؛ این امام دو صورت در دو زمان مختلف و شرایط مختلف بیان میكند، ما باید به امر امام باشیم یا به امر افكار خودمان باشیم؟ این تكلیف را ما باید روشن كنیم. سالك تكلیف خودش را با خدای خودش روشن میكند، میگوید من غیر از امامم چیزی نمیفهمم، هرچه او گفت گوش میدهم والسّلام. سالك واقعی، سالك درست و سالك صددرصد و آن كه دنبال ولایت میخواهد راه همان مسیر را حركت كند.
