عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
6اتفاقاً از آنجایی كه تركیه یك وقتی مهد تمدّن اسلامی بود و خلفای عثمانی در آنجا بودند مركز برخورد فرهنگها و محل تجمع معتقدات مختلف و كتب مختلف و فرآوردههای علمی مختلف بوده و الآن همه در آنجا موجود است؛ كتب نفیس قدیمی در كتابخانهها و در موزههایشان موجود است و غیر از چند نفر پیرمرد كه اینها تخصص در لغت و تحقیق و این مسائل دارند بقیه هیچگونه اطلاعی ندارند. اطلاع اینها فقط در همان حدی است كه از طرف حكومت اجازه داده میشود به افرادی كه در جرائد و مجلهها چیزهایی بنویسند بیش از این چیزی نمیدانند!
از این نقطه نظر افرادی كه در همه ملل مختلف و مذاهب مختلف وجود دارند مادامی در مسیر صحیح قرار دارند كه معتقد به مبانی توحید باشند و آن مبانی توحید را بر اساس فهم خود و به مقدار سعه و ظرفیت خود در زندگی خودشان پیاده كنند و تصور نكنند حالا كه مسلمان هستند دیگر همه مسائل برای آنها حل است و آنها بهطوركلی از این دایره بیرون هستند، نخیر. انتحال به توحید لازمهاش عمل و اعتقاد است؛ كسی كه اعتقاد نداشته باشد و عمل نكند در راه خدا نیست و كسی كه به این مبانی ملتزم نباشد نمیتواند خود را به عزّت الهی عزیز بداند، گرچه به ظاهر خود را از این قسم میداند. عزّت الهی عبارت است از: غنای الهی، كسی كه به مبانی توحید معتقد است دیگر مبنایی در ذهن او قرار نمیگیرد. كسی كه غنای پروردگار را میداند دیگر تمام مسائل برای او فقر محض است و ذلّت محض است. و باید یك تغییر اساسی در فكر و در مبنا برای انسان پیدا بشود و انسان باید فكر خودش را تصحیح كند و بر طبق این مبانی حركت كند تا اینكه این حقایق در ذهن او راسخ بشود و ثابت بشود و واقعاً آن غنای پروردگار را با تمام وجودش احساس كند و توجه به غیر را از دائره فكر و ضمیر و قلب خودش بیرون كند و صرفاً به لفظ این مطلب را به زبان نیاورد.

