اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند

15030
عنوان بصری
علو وعزت

عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند

15
  • حالا اینكه در دست مردم هست، چرا حضرت می‌فرماید نباید طلب كند؟ به خاطر اینكه، می‌بیند چون دست مردم است. اگر خود او بود و تنها بود شاید هیچ‌وقت ادعای حكومت نمی‌كرد؛ فرض كنید اگر در جامعه‌ای مثل انسان‌های نخستین همه در یك جا در یك قریه‌ای زندگی می‌كردند بدون اینكه شخصی رئیس باشد و همه سرشان به كار خودشان بود و برمی‌گشتند در منزل، كسی ادعای ریاست می‌كند؟ اگر فرض كنید كه انسان در یك جایی هست و مستمرّی به نحو مساوی به همه تقسیم می‌شود، سر ماه می‌آیند به انسان مستمرّی می‌دهند، سر ماه می‌آیند به انسان پول می‌دهند، در منزل را می‌زنند می‌گویند بفرمایید آقا این مستمرّی شما، این مال امسال، آیا انسان یك همچنین تخیل و یك همچنین مطلبی به ذهنش می‌آید؟ این نیست، چون می‌بیند همه یك سطح هستند، همه یكسان هستند، همه یك سو هستند. این زیاده طلبی در كجا پیدا می‌شود و در كجا در انسان ظهور پیدا می‌كند و متبلور می‌شود؟ آنجایی كه انسان این را در دیگری ببیند و در خود نبیند، اینجاست كه انسان می‌گوید من هم مثل او بشوم و این نقطه، نقطه انحراف است.

  • نقطه انحراف در آن علم نیست كه انسان بخواهد علم یك بزرگی نصیبش بشود، این چه اشكال دارد؟ تقوای شخص بزرگی نصیبش بشود، محبوبیت یك شخص بزرگی نصیب او هم بشود، مال و مكنت و جاه یك شخصی نصیب او هم بشود این ایراد ندارد. ایراد این است كه چون این دید، دید كثرت است و دید دنیا است می‌خواهد آن عزّتِ در دیگری را به خود منتسب كند؛ چون او رئیس است پس من هم باید رئیس بشوم! چرا او باشد من نباشم! چرا او عالم است و مورد توجّه است و من نیستم، من هم باید عالم بشوم و مورد توجّه قرار بگیرم! چرا او مال دارد و من ندارم من هم باید ثروتمند بشوم تا مانند او در یك رتبه قرار بگیرم! این چرا چراها به اصل مطلب برنمی‌گردد بلكه به جنبه دنیایی مسئله برمی‌گردد و جنبه دنیایی مسئله همان عزّت است، همان عزّت و استعلایی است كه خداوند برای خودش آن عزّت و استعلا را نسبت داده است.