عزت سالکی که در مسیر توحید حرکت می کند
11یك وقت در مجلس مرحوم علامه طباطبائی رضوان اللَه علیه بودیم، مجلس سؤال و جواب بود، سؤال میكردند ایشان جواب میداد. شخصی در آنجا بود خیلی به مقام علمی ایشان معجب شد، خیلی برایش عجیب بود كه ایشان چطور اینقدر نسبت به مطالب و روایات و احادیث و قرآن و مسائل واردند، اینقدر مسلطاند. رو كرد به ایشان گفت: آقا مگر میشود یك شخصی اینقدر علم داشته باشد؟ آدم خوش مزّهای هم بود، ولی خوش فهم بود ایشان خیلی با كمال تواضع فرمودند: وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً طه، ١١٤ بگو خدایا به من هم بده. یعنی ایشان هیچ احساسی به خود نگرفتند كه حالا شكسته نفسی بكنند، خواهش میكنم، اختیار دارید، نه ما قابل نیستیم! از این حرفهایی كه همه ما میزنیم، اختیار دارید، نه ما كوچك شماییم ولی خیلی هم بزرگیم به اندازه كوه دماوند هم بزرگتریم! نه، ایشان هیچ شكسته نفسی هم نكردند گفتند علم دارم كه دارم، تو هم بگو خدایا به من بده، این میشود توحید. یعنی این مرد مردی است كه دارد توحید را تبلیغ میكند، این مرد مردی است كه دارد آن حقیقت غنای پروردگار را برای افراد توضیح میدهد. این علمی كه من دارم از كجا آمده؟ از خدا آمده، خوب تو هم از خدا بخواه، تو هم از خدا بخواه، وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً آیه قرآن است. بگو خدایا تو علم من را زیاد كن. مگر بد است انسان از خدا بخواهد كه خدایا علمش زیاد بشود؟! اینكه بد نیست. مگر بد است كه انسان از خدا بخواهد خدا او را در میان افراد محبوب كند مگر بد است؟! خدا رفیق خوب برای او پیدا كند بدست بیاورد.
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: أَعجَزُ النّاس مَن عَجَزَ عَن إِكتِسابِ الإخوان بدبختترین افراد آن افرادی هستند كه نمیتوانند یك رفیق خوب برای خودشان پیدا كنند، بیچاره ترین مردم اینها هستند و أعجَزُ مِنه مَن ضیع مَن ظفرَ به منهم1 از این آدم بیچارهتر آن كسی است كه اگر خدا برای او یك رفیقی كه موجب رشد و هدایت اوست پیدا بكند او را از دست بدهد این دیگر از او خیلی بیچارهتر است. مگر رفیق خوب بدست آوردن بد است؟ انسان رفیق پیدا كند، انسان ببیند یك فردی هست رفقای خوبی در دوروبرش هستند با افراد خوبی محشور است، به جای اینكه بیاید با لاتها و اوباشها و كسانی كه هزارتایشان به اندازه یك گونی هم قیمت ندارند، با آن افراد صالح و افرادی كه ارتباط او با آنها او را به سمت هدایت و معنویت میكشاند با اینها ارتباط پیدا كند مگر اشكال دارد، مگر ایراد دارد؟ ما در روایات این همه راجع به رفیق خوب تأكید داریم و در كلام بزرگان و عرفا راجع به این مسئله تأكید آمده، حالا اگر كسی نگاه كند آن هم بخواهد خدایا به من هم رفیق خوب بده، به من هم صدیق خوب بده، مرا در میان افراد محبوب كن، ارتباطات را گرم كن این چه اشكالی دارد؟ یا اینكه فرض كنید شخصی خیلی ثروت دارد و این ثروتش را در امور صحیح هم به كار میبرد، انفاق میكند، در امور خیر این را به كار میبرد، در اموری كه مورد رضای خداست این ثروت را به كار میبرد این مگر ایراد دارد؟
- نهج البلاغه، حكمت ١٢.

