اختصاص حقیقت عزت و علو به پروردگار متعال
6آن نگاهی كه به یك كارمند، به یك شاگرد به یكفردی كه از نقطه نظر شئون در پایینترین شأن یك اداره قرار دارد، فرض كنید شخصی است كه تنظیف میكند، تنظیف حیاط میكند، به باغچهها آب میدهد، به گلها سر میزند، اگر دیدید نظری كه به او میكنید با آن نظری كه به رئیستان كه برای پیشبرد كار و امورتان به او نیاز دارید یك نظراست بدانید كه خداوند تاحدودی توفیقش شامل حال ما و شما شده است، دارد میشود، یك نظر است. ولی اگر وقتیكه خواستید سوار ماشین بشوید، حالا آن از آن طرف هم احترامكرد و سرتان را برگرداندید! نه، اینجور نمیشود، این قسم نمیشود. وقتی كه در یكجا گرفتیم و نشستیم و هیچ مسئله و خبر و چیزی از ما تهیهنمیشود به یك نحو صحبت میكنیم، امّا همینكه بگویند آقا صدای شما را الآن ضبط میكنند الآن این دوربین هم دارد ما را پخش میكند و بعداً هم شاید این به خیلی ازجاها برسد، بنده خودم را جمعوجور كنم، میبینید چیشد؟ مسئله فرق كرد، نحوه صحبتكردن فرق كرد، كیفیت حرفزدن فرقكرد.
امام صادق علیهالسّلام میخواهد ما را مثل خودش بار بیاورد، در مكتب خودش ما را بار بیاورد، میخواهد آن راه و روشی كه او رفته است و امام صادق شده است آن راه و روش را برای شیعیان خودش ترسیم كند و میخواهد او را بهوجود بیاورد، این است مسئله!
امام صادق علیهالسّلام میفرماید: عزّت را در عزّت الهی جستجو كن كه آن عزّت در همه موقعیتها تفاوتی نمیكند. در برخورد با افراد تفاوتی نمیكند، در تغییر مواضع تفاوتی نمیكند، هیچ تفاوت نمیكند، در اینجا به همان كیفیت، البتّه همآنطوری كه خدمت رفقا عرض كردم نحوه عملكرد در مسائل مختلف فرقمیكند، انسان باید به استادش احترام بگذارد، انسان باید به ولی نعمت خودش احترام بگذارد، مسئله احترام و ادای تكلیف یك مطلب است، نگرش باطنی نسبت به قضیه و نواختن و آن عزّت الهی را كه انشاءاللَه اگر فرصت پیدا بكنم كه ریشه این مطالب به چه برمیگردد عرض میكنم، آن عزّت الهی را در همه موقعیتها یكسان نگهداشتن، آن یك مطلب دیگر است.

