
عزت و علو پروردگار متعال
عزت و علو پروردگار متعال
19دیشب یك قضیهای برحسب اتّفاق از مرحوم آمیرزا جواد آقای ملكی تبریزی دیدم گفتم خیلی این قضیه خوب است بیایم برای رفقا این مطلب را تعریف كنم. یك مرد الهی، یكی از اولیاء خدا بود دیگر، حرف نداشت، به مقام كمال رسیده بود، به مقام عرفان رسیده بود، به مقام توحید رسیده بود. یك كتابی نوشته بود، بعد از تمام شدن كتاب، یكمرتبه برحسب اتّفاق چشمش میافتد بر اینكه مرحوم فیض یك همچنین كتابی اتّفاقاً در همین زمینه هم نوشتهاند. كتاب را مطالعه میكند میگوید عجب كتابنفیسی! شك میكند آیا كتاب او بهتر است یا كتاب مرحوم فیض بهتر است. البته احتمالًا این قضیه مربوط به سالهای آخر ایشان نبوده، قبلًا بوده، از كیفیت و از قرائن و شواهد اینطور بدست میآید شك میكند و متوسّل میشود به امام صادق علیه السّلام، روایتی دیده بوده یا یك مطلبی را از یك بزرگی دیده بوده كه هر كسی اگر بخواهد امامی را از ائمه و معصومی را زیارت بكند، در شب جمعه یا هر شبی، صد مرتبه سوره إِنّا أَنزَلناه را بخواند آن معصوم را در خواب ملاقات میكند و زیارت میكند. آمد متوسّل به امام صادق علیه السّلام شد و این عمل را انجام داد. شب حضرت را در خواب دید و از حضرت سؤال كرد كه آیا كتاب من بهتر است یا كتابی كه مرحوم فیض نوشته. حضرت سكوت كردند. نخواستند حالا تو ذوقش بزنند، حالا یك هم چنین كاری انجام داده. بعد رو میكند به حضرت و میگوید: أَوَ مِثلُكَ یخَیبُ سائلًا؟ آیا مثل شما جواب سائل را نمیدهد؟ حضرت میفرمایند كتاب فیض بهتر است. این هم هیچ! تمام میشود! نه نشرش میكند نه هیچ چیزی، میگذارد كنار.
این كسی است كه عزّت را در متابعت از امام صادق میداند. نمیگوید حالا من این زحمت را كشیدم چاپ كنم بالاخرهیك اسمی هم از ما بماند دیگر! بالاخره یك خبری و یك اسمی و ... نه! كتاب فیض بهتر است، آن را باید چاپ كنیم.
