
عزت و علو پروردگار متعال
عزت و علو پروردگار متعال
17هرچه معرفت انسان بالاتر برود كار مشكلتر میشود. لذا پیغمبر خوب میداند در دستگاه الهی، غیرت پروردگار اجازه نمیدهد كه غیر از خود را و غیر از اسماء و صفات و اراده خود را، انسان بخواهد دخیل كند. برای من، پیغمبر و این مشرك فرق نمیكند، هر دوی شما باید بگویید اللَه، و به یك حساب باید بگویید اللَه و به یك طریق باید بگویید اللَه، هیچ فرق نمیكند. لذا اینجا پیغمبر میآید میگوید بگو اللَه! بگو اللَه و إلا آن باد میآید! آن باد چیست؟ جبرائیل است دیگر! جبرائیل و میكائیل به صورت باد و به صورت این حوادث فیزیكی و مادّی میآید. وقتیكه ارادهای تعلّق بگیرد، تصرّف در مادّه میشود و مادّه به این صورت میآید جلوه میكند، هیچ برای خدا كاری ندارد.
لذا اینجاست كه ما میبینیم اولیاء الهی در ارتباطشان این مسئله را رعایتمیكنند. در حركاتشان، در مطالبشان، عزّت را فقط نسبت به خدا میدهند، هرجا كه بوی خداست آنجا میروند، هرجا كه رائحه خداست آنجا سركمیكشند، هرجا كه در آنجا نفسی وجود ندارد به آن سمت تمایل پیدامیكنند، هرجا كه میبینند نه! نفس میخواهد بیاید دخالت كند، موقعیت میخواهد بیاید دخالت كند، مسائل دیگر میخواهد بیاید دخالت كند ...
من یك وقت در یكی از همین نماز جمعهها شركت میكردم، خیلی متأسف شدم، واقعاً دیگر الان ما باید غیر از این مطالب را به مردم بگوییم، دیگر دوران این مطالب به سر آمده. در همان زمان جنگ بین ایران و عراق و حمله و تجاوز رژیمالحادی عراق به كشور اسلامی بود، كه در همان دوران كوران زدو خورد و دفاع و تهاجم طرفین بود. در بعضی از اوقات این طرف پیشروی میكرد، در بعضی اوقات آن طرف بود، بالاخره جنگ است دیگر، موقعیتهای مختلفی برای جنگ پیدا میشود. این شخص میخواست به مردم دلداری بدهد، حالا مأیوس نشوند، چه نشوند، میگفت اگر حالا این قضیه اتّفاق افتاده، حالا ناراحت نباشید، بالاخره در زمان صدر اسلام هم همینطور بوده، گاهی اوقات پیروزی با مشركین بود، گاهی اوقات پیروزی با اسلام بود، ولی بالاخره پیروزی با مسلمانان است. بعد هم ما دیدیم كه چه شد!
