
دلایل خستگی و عدم توجه در عبادت
هر لفظی دلالت بر یک معنایی میکند با یک خصوصیّتی. استحباب مؤکّد انجام فریضۀ حج تمتّع در هر سال برای افراد متمکّن. نمونهای از برداشت بدون دقّت از برخی روایات. لزوم دقّت فراوان طلاّب برای فهم عبارات معصومین علیهم السّلام. فیوضات مختصّۀ قبور أهلبیت علیهم السّلام. لزوم حفظ حرمت و گرامی داشتن مشاهد شریفه و مواقف کریمه. دلایل خستگی و عدم توجّه در عبادت. حکایتی از شاگرد مرحوم قاضی. یکی از علّتهای بیرغبتی به عبادت، کوچک شمردن حقّ خداست. دیگر از علّتها، توجّه قلب به امور دنیوی. دیگر از علتها، عدم صداقت است در اعمال و گفتار. جنید بغدادی: به وسیلۀ ذکر، از خدا غافل شدی!. دیگر از علتها، ناسپاسی نعمتها. لزوم تشکّر از مخلوق، به جهت اسماء پروردگار بودنشان. متناسب بودن شکر هر نعمتی با آن نعمت. حفظ کردن و تقویت کردن حالِ خوش، شکرِ آن حال. تثبیت حال بهواسطۀ حفظِ آن در یک اربعین. دیگر از علتها، دوری از علما. دیگر از علتها، مجالست با اهل غفلت. دیگر از علتها، انس با افرادی که عمر خود را به بطالت میگذرانند.
دلایل خستگی و عدم توجه در عبادت
3استحباب مؤکّد انجام فریضۀ حج تمتّع در هر سال برای افراد متمکّن
و ارزُقنی حَجَّ بَیتِکَ الحَرامِ فی عامِنا هَذا و فی کُلِّ عامٍ؛ «و باز مرا روزی کن که قصد خانۀ تو را بکنم و حج بجا بیاورم، در این سال و در هر سالی که بعداً در پیش دارم.»
معلوم میشود که زیارت حجّ بیتاللَهالحرام خیلی خیلی مهم است که حضرت در چند جمله از فراز سابق، دعا فرمود: «و ارزُقنا حَجَّ بَیتِکَ و زِیارةَ قَبرِ نَبیِّکَ!» و در اینجا باز می فرمایند: «و ارزُقنی حَجَّ بَیتِکَ الحَرامِ فی عامِنا هَذا و فی کُلِّ عامٍ؛ مرا موفّق کن که در این سال و هر سال حج کنم!»
و لذا حج در هر سال و برای افرادی که اهل جِدَه هستند، یعنی اهل تمکّن و استطاعت هستند، مستحب است1 مرحوم صدوق ـ رحمة اللَه علیه ـ فتوا به وجوب میدهد که اهل جده همیشه بایستی حج کنند.2
یک شخصی که نمیدانم مسئله را از کجا دیده بود، ـ مثل اینکه از تذکرۀ3 علامّه [دیده بود] ـ آمده بود از من سؤال میکرد و میگفت که: آقا، بر اهل جَدِّه واجب است که هر سال حج کنند! گفتم: نه! گفت: بله! من دیدم، من خودم خواندم! گفتم: نه، یک همچنین مسئلهای نیست، بیاور ببینم! آورد، دیدم او جِدَه را جَدِّه خوانده است. اهل جِده، یعنی اهل تمکّن، یعنی متمکّنین و اشخاصی که میتوانند؛ حالا در کردستان باشند، در ترکستان باشند، هر جا باشند اگر بتوانند هر ساله حج کنند، مرحوم صدوق فتوای به وجوب داده است. ولی این آقا جِدَه را جَدِّه خوانده است! برخی اوقات انسان از این اشتباهات میکند! در خواندن، عبارت را با عبارت دیگری اشتباه میکند و آنوقت خیلی به مکافات میافتد و فتوا میدهد به وجوب حج برای اهل جَدِّه، که ممکن است بسیاری از آنها مسکین و بیچاره هم باشند و نتوانند از منزل خودشان بیرون بیایند!
نمونهای از برداشت بدون دقّت از برخی روایات
- الکافی، ج ٤، ص ٢٦٦:
«عَن أبیعَبدِاللهِ علیه السّلام قالَ: ”إنّ اللهَ عَزَّوجَلَّ فَرَضَ الحَجَّ عَلیٰ أهلِ الجِدَةِ فی کُلِّ عامٍ“.» - علل الشّرایع، ج ٢، ص ٤٠٥:
«و الّذی أعتَمِدُهُ و أُفتی بِهِ أنَّ الحجَّ علیٰ أهلِ الجِدَةِ فی کلِّ عامٍ فَریضةٌ.» - تذکرة الفقهاء، ج ٧، ص ١٦.
- الکافی، ج ٤، ص ٢٦٦:
