دلایل خستگی و عدم توجه در عبادت
19من اینقدر آدم بدی شدم و اینقدر مخالفت کردم که یعنی صدایم را هم دیگر نمیخواهی بشنوی! مثل کسی که سر بچّۀ انسان را میبرد، انسان از صدای او و از آواز او بدش میآید؛ اگر آواز او بهترین آواز جهان باشد و صدای او لطیفترین صداها باشد، همین که صدایش به گوش انسان بخورد، انسان مشمئز و منزجر میشود. خدایا! آیا من چنین کاری کردم که دیگر اصلاً دوست نداری دعا و سخن مرا بشنوی؟! تا میآیم بنشینم و با تو مناجات کنم، مرا کنار میاندازی که اصلاً با تو دیگر دو کلمه حرف نزنم!
أو لَعَلَّکَ بِجُرمی و جَریرَتی کافَیتَنی؛ «یا اینکه خدایا، آیا میخواهی به جرم و جریرهای که من کردم، مکافات بدهی؟!»
اینکه نمیگذاری این حال برای من پیدا شود، مکافات آن جرم و جریرهای است که کردهام. من در روز، جرم و جریره کردم، حالا اگر بیایم پیش تو، مکافات و گوشمالی به من میدهی!
أو لَعَلَّکَ بِقِلّةِ حَیائی مِنکَ جازَیتَنی؛ «یا من حیائی را که پردۀ عصمت بین من و تو است، پاره کردم، و در مقام عظمت تو کمحیا و متجرّی بودم، آیا تو بدینوسیله میخواهی مرا مجازات کنی؟!»
چرا کمحیا بودی و پردۀ عصمت دریدی و ادب نگه نداشتی؟! مجلس پروردگار مجلس ادب است!
اللَهمّ صلّ علَی محمّد و آل محمّد

