دلایل خستگی و عدم توجه در عبادت
17دیگر از علتها، مجالست با اهل غفلت
أو لَعَلَّکَ رَأیتَنی فی الغافِلینَ فَمِن رَحمَتِکَ آیَستَنی؛ «یا اینکه تو دیدی که من رفتهام در میان غافلین، پس از رحمت خودت مرا مأیوس کردی!»
در کسب و کار و تجارت و زراعت و صنعت افتادی، و با همان اندیشهها و با آن روشها چنان میدوی که در هنگام آن عمل، هیچ اسمی از خدا و از پیغمبر و از امام و... نیست! امّا آنوقتی که در مسجد مینشیند، این اسمها میآید، باز اسم خدا میآید، باز اسم اللَه اکبر میآید و همینطور... این خدایی که انسان او را در مسجد پیدا میکند، که بهدرد نمیخورد! باید همیشه با او باشد؛ در بازار میرود، در داد و ستد و گیر و دار، و سکون و حرکت، و خواب و بیداری، باید با او باشد، و با هر کس صحبت میکند مواظب باشد که این الآن پیک خداست، کلاه سر او نگذارد، و الاّ کلاه سر خدا گذاشته است! مثلاً مشتری نصرانی است و نمیفهمد، جنس را به او دولاّ پهنا نفروشد و بگوید این نصرانی است! یا فلان کس آدم متقلّبی است، پس ما جیبش را بیشتر خالی میکنیم، یا امثال اینها. نه، آنجا انسان جزء غافلین میرود؛ و وقتی جزء غافلین آمد، دیگر او را راه نمیدهند و میگویند: تو دروغگویی! وقتی پیش ما میآیی ادّعای سلام و محبّت و مودّت میکنی؛ وقتی میروی ما را فراموش میکنی! اصلاً تو از منافقین هستی!
عجیب است این نفاق؛ واقعاً عجیب است! منافق آن کسی است که ظاهرش به انسان اظهار ارادت میکند و سلام و محبّت میکند، امّا پشت سر آدم فحش میدهد، یا پشت سرش بد میگوید! این خیلی بد است!1
خدایا، تو مرا در زمرۀ غافلین یافتی، «فَمِن رَحمَتِکَ آیَستَنی؛ از رحمت خودت مرا مأیوس کردی!» حالا که این در زمرۀ غافلین است، پس بگذار برود!
دیگر از علتها، انس با افرادی که عمر خود را به بطالت میگذرانند
أو لَعَلَّکَ رَأیتَنی آلِفَ مَجالِسِ البَطّالینَ، فَبَینی و بَینَهُم خَلَّیتَنی؛ «یا اینکه خدایا، تو دیدی که من دوست دارم با افرادی که بطّالاند، الفت داشته باشم، بنابراین مرا با آنها واگذاشتی!»
- مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرّسول، ج ١٠، ص ٣٥٥، از امام باقر علیه السّلام:
«بِئسَ العَبدُ عَبدٌ یَکونُ ذا وَجهَینِ و ذا لِسانَینِ؛ یُطری أخاهُ شاهِدًا و یَأکُلُهُ غائِبًا! إن أُعطیٰ حَسَدَهُ و إنِ ابتُلِیَ خَذَلَهُ!» ترجمه:
«چه بد بندهای است آن بندهای که دارای دو رو و دو زبان است؛ در حضور برادر مؤمنش، زبان به مدح و ستایش بگشاید و در غیابش، او را غیبت نماید و از او بدگویی کند! اگر نعمت و مالی به وی رسد، بر او حسد بورزد و اگر گرفتار شود و برایش مشکلی پیش آید، دست از یاری او باز کشد!» (محقّق)
- مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرّسول، ج ١٠، ص ٣٥٥، از امام باقر علیه السّلام:

