
پرهیز از تفاخر و تكاثر
پرهیز از تفاخر و تكاثر
22امیرالمؤمنین عارش میآید كه خورشید را برگرداند. ما مطلب را مهم میپنداریم! حضرت سلیمان، نبی پروردگار، دعایش مستجاب، اراده میكند خورشید را برمیگرداند. نماز عصر داشت قضا میشد، حضرت خورشید را برگرداند و نماز خواند، در آن وقتیكه داشت از آن لشكریان سان میدید. خورشید را برمیگرداند. حضرت سلیمان كه هیچ، آصف برخیا هم برمیگرداند. اینكه چیزی نیست!
امام صادق علیه السّلام میفرمایند: خداوند هفتاد و سه اسم دارد یعنی هفتاد و سه تجلی دارد، هفتاد و سه اراده و قدرت اعمال و نفوذ دارد یكی از آن هفتاد و سه تا را آصف برخیا میدانست. میفهمید چه میخواهم بگویم؟! یكی از آنها را آصف برخیا میدانست، تخت بلقیس را به یك طرفة العینی آورد. من چشمم را به هم زدم بازكردم این میشود طرفة العین یك معنای دیگر هم البته دارد، معنای عادیش همین است به یك طرفة العین، یكدفعه حضرت سلیمان دید تخت اینجاست. آن تختی كه همان اجنه و شیاطین یك صبح تا عصر طول میكشید بروند بیاورند. اگر ما انسانها میخواستیم بیاوریم كه معلوم نبود چند سال طول میكشید! آن چشمش را بست و باز كرد. همین آصف برخیا میتوانست خورشید را برگرداند، همین آصف برخیا ماه را میتوانست دو نصف كند، همین آصف برخیا كهكشانها را این طرف و آن طرف میتوانست كند، همین. این آصف برخیا كه در عالم كون و ملكوت تأثیر میگذاشت و تمام قوای حضرت سلیمان در تحت اراده آصف برخیا بود، وزیر حضرت سلیمان، این آصف برخیا یك اسم از این تجلیات الهی را میدانست. امام صادق میفرماید هفتاد و دوتایش را ما میدانیم! ببین چه خبر است! حالا فهمیدید؟! این مقام، مقام امامت است ها! هفتاد و دوتایش پیش ماست، یكیاش پیش آصف بود.
حالا این امام، دستور میدهد به علی بن یقطین برو در دستگاه هارون! این امام، این امام، این جوری. مگر شوخی است جان من؟! مگر قضیه همین طوری است؟! به این میگوید برو و به این میگوید نرو! تو چرا رفتی؟ تو چرا شترانت را به هارون كرایه دادی؟ چرا كرایه دادی؟ گفت: یابن رسول اللَه من كاری نكردم! كرایه دادم، شتر هم میرود برمیگردد، كرایهاش را میگیریم! ما كه نرفتیم در دستگاه! امام موسی بن جعفر به صفوان جمّال میفرماید: چرا شترانت را به هارون كرایه دادی؟ به این مرد ظالم و غاصب خلافت و جائر و ظالم و قاهر بر دماء و نفوس و اعراض مسلمین، چرا برداشتی دادی؟ گفت: من كرایه دادم، كاری نكردم دیگر! حضرت میفرمایند: آیا دلت میخواهد كرایه را به تو برگرداند یا نه؟ بله، مجانی كه ندادیم. حضرت میفرماید: آیا برای اینكه كرایه را به تو برگرداند باید زنده بماند یا بمیرد؟ گفت: باید زنده بماند ببینید چقدر مسئله دقیق است! حضرتفرمودند: تو برای گرفتن كرایهات داری دعا میكنی كه خدا هارون ظالم و غاصب خلافت را زنده نگه دارد تا از مكه برگردد كرایه تو را بدهد، این صحیح است؟! ببینید، چه جور امام علیه السّلام میآید و نقاط ضعف را اظهار میكند و كاملًا نشان میدهد. میگوید: ببین! هان! تو میخواهی هارون زنده بماند و بر مسند غاصبانه خلافت تكیه بزند تا برگردد پول تو را بدهد، این صحیح است؟! عجب! چه اشتباهی ما تا به حال میكردیم.
