اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15298
عنوان بصری
جلسات

پرهیز از تفاخر و تكاثر

18
  • پس اینها همه برای چه بود؟ برای نفس او بود نه برای شهر، شهر گناه ندارد، مردم گناه ندارند. افرادی هستند اهل عصیان و افرادی هم در این شهر هستند اهل عبادت و اهل تزكیه و اهل تقوی. ولی نه، وقتی‌كه من وارد شهر می‌شوم شهر نورانی می‌شود! وقتی من بیرون می‌آیم، شهر در ظلمت می‌رود! این ظلمت، ظلمت خودش است. این ظلمت، ظلمت نفس است. منتها چه كسی می‌آید به این مسكین حالی كند؟! مگر حالی می‌شود؟! مگر می‌شود او را حالی كرد؟! نظیر همان مطلب نه به این مقدار نَعُوذُ بِاللَه، نَعُوذُ بِاللَه نعوذ باللَه همان جنبه‌ای را كه حضرت یونس عَلی نبینا و آله و علیه السَّلام، نه به این كیفیت، در ذهنش خطور می‌كرد كه قهر الهی مستند به نفرین او و به دعای اوست و لاغیر و چیز دیگری‌ هم در پشت قضیه نیست. حضرت یونس این‌طور نبود نعوذ باللَه، او پیغمبر بود، او مقام نورانیت داشت، او مقام روحانیت داشت. اما حضرت یونس فقط خدا را در یك طرف كفه ترازو دیده بود، در یك طرف سكه خدا را مشاهده می‌كرد، آن طرف سكه را ندیده بود. با وجود اینكه خدا به تو قول داده عذاب می‌آورد نفرین كن، اما درعین‌حال ما بخشنده‌ایم. همه این قول‌ها را به تو داده‌ایم، بیا ببین. دارد عذاب هم می‌آید دیگر، شوخی كه نكردیم. ابرهای ظلمانی را ببین، اینها همه آثار عذاب است كه دارد می‌آید. شوخی نكرده‌ایم، به قول خودمان هستیم. ولی فقط این یك طرف سكه است، آن طرف دیگر هم دارد. وَسِعَت رَحمَتُهُ كُلّ شَیی‌ءٍ، غَلَبَت رَحمَتُهُ كُلَّ شَیی‌ءٍ؛ رحمت الهی بر همه چیز غلبه كرده، بر همه چیز سایه انداخته. هر كاری كردی اگر باز بیایی و درست بیایی، اینجا جا داری! فقط اینجاست!

  • در اول دعای كمیل می‌خوانیم: اللَهمَّ انّی اسئَلُكَ بِرحمَتِكَ الّتی وَسِعَت كُلَّ شَی‌ءٍ1 خدایا من تو را طلب می‌كنم می‌خوانم، از تو درخواست می‌كنم با این چهره و با این وجهه و با این اتّجاه قلب و نفس. من تو را به عدالتت نمی‌خوانم، به عدالتت بخوانیم كه كارمان معلوم است دیگر! من تو را به جنبه قانون و احقاق نمی‌خوانم، چون معلوم است وضعمان چیست! من تو را به رحمتت می‌خوانم! امیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: اللَهمَ وَآخِذِنی بِعَفوِك وَلاتُؤاخِذنی بِعَدلِك‌2 خدایا! به فضل خودت با من برخورد كن و با بخشش و عنایت خودت با من برخورد كن نه با عدالت! با عدالت بخواهی برخورد كنی از ما چه می‌ماند؟! آن كه امیرالمؤمنین است.

    1. مصباح المتهجد طبع سنگى، اعمال شب نيمه شعبان ص ٥٨٧ و اقبال طبع سنگى ص ٧٠٦.
    2. اصل روايت با لفظ« احمِلنى» در نهج البلاغه آمده است:« اللّهمّ احملنى على عفوك و لا تحملنى على عدلك»، شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد، ج ١١، ص ٢٦٧، خ ٢٢٢.