پرهیز از تفاخر و تكاثر
12روی این جهت مسئله ارتباط و تعلق انسان با پروردگار باید این مسئله مخفی باشد و كسی از او نباید اطلاع داشته باشد كه انسان این عمل را انجام میدهد یا انجام نمیدهد.
مسئله تفاخر مسئلهای است كه دقیقاً با مسئله توحید و رجوع همه اسماء جزئیه به اسماء كلیه و اسماء كلیه به پروردگار در تعارض و در تنافی صددرصد است. آنچه از نعمتهای الهی كه خداوند نصیب ما كرده است، این نعمتها از جانب پروردگار است یا از جانب ماست؟ جمال از ناحیه پروردگار است یا از ناحیه ماست؟ ما كه از مادر متولد شدیم، آیا به اختیار ما بوده یا نبوده؟ مالی كه به دست میآید این از ناحیه پروردگار است یا از ناحیه ماست؟ علمی كه برای ما پیدا میشود، موقعیتی كه برای ما پیدا میشود، تمام این مسائلی كه در دیدگاه عرف و مردم به عنوان حُسن و ارزش تلقی میشود و مردم به واسطه این مسئله به آن فرد رو میآورند، توجه میكنند، تمام اینها حقائقی واقعی است كه از نقطه نظر ربط و تعلقش به مبدأ حقیقت دارد. اما از نقطه نظر تعلقش به آن فرد و به آن شیء خاص، حقیقت ندارد اعتبار است. مال حقیقت دارد تعلقش به انسان؟ نه، امشب هست، فردا نیست. كجاست حقیقتش؟ پس معلوم است اعتبار بوده. علم حقیقت دارد یا ندارد؟ نه، انسان یك سردرد میگیرد هرچه بلد شده همه را یادش میرود! كجاست؟ رفت! جمال حقیقت دارد یا ندارد؟ یك میكروب در بدن انسان میآید آن حالت طراوت و آن حالت زیبایی، آن موقعیت، آن خصوصیت، یك مرتبه میبینی تبدیل شد به یك چهره زرد و رنجور و بعد به كیفیتی كه انسان حتی از رؤیت او هم مشمئز میشود! كجا رفت؟! یك مرض، یك ناراحتی. بهطور كلی چنان زیر و رو میكند كه از آن جمال دل آرا هیچ اثری جز یك چهره نامأنوس و نامألوفی باقی نمیماند. پس این اعتبار بود دیگر، این اعتبار بود. اگر حقیقت داشت نگه دار، اگر واقعیت دارد نگه دار! هرچه خرج میكنی كه آن چهره را به حال اول برگردانی، هی بدتر میشود!

