
پرهیز از تفاخر و تكاثر
پرهیز از تفاخر و تكاثر
25اما نكتهای كه در اینجا هست، نسبت به روایت امام صادق كه آخر همه میرود این است: جناب حضرت سلیمان، درست است این حكومت حكومتی است كه از ناحیه خداست البته اگر این روایت نبود ما این حرف را نمیزدیمها! چون كلام امام صادق هست الان ما این برداشت را میكنیم، اگر او نبود ما نمیدانستیم مسئله چیست، اطلاع نداشتیم. ولی چون امام صادق میفرماید، نكته در اینجاست درست است كه این حكومت حكومت عدل است. شما كه از خدا تقاضای حكومت كردی برای این است كه اقامه عدل كنی، برای این است كه ظلم را از بین ببری، برای این است كه پرچم لاالهالااللَه به دست شما در سراسر كره زمین برافراشته بشود، اینها همه به جای خود محفوظ، و درست هم هست و همین طور هم هست و یقیناً هم همین طور بوده و همین كار را هم حضرت سلیمان كرد. شرك را از بین برد، به كشورها لشكركشی كرد، همه حكومتها را برانداخت و همه افراد را مسلمان كرد و موحد كرد و پرچم توحید را در همه جا برافراشت و فقط مقصد و غایت او و هدف او فقط اعلاء كلمه توحید بود. اینها درست. ولی صحبت در اینجا این است كه آیا تو از خدا خواستی یا خدا به تو داد؟ این نكته هست!
حضرت سلیمان از خدا این را خواست و تقاضا كرد كه ملك بدهد. شاید، شاید این طور به نظر ما میآید، مسئله را این طور توجیه میكنیم شاید اگر حضرت سلیمان از خدا این تقاضا را نمیكرد، خدا حضرت سلیمان را بر همان حال خودش و بر همان موقعیت خودش باقی میگذاشت! برای خدا چهاشكال دارد؟! چه ایرادی دارد؟! بخواهد حكومت میدهد. ... تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ ... آلعمران، ٢٦ بخواهیم میدهیم. خدا به حضرت سلیمان گفت این حكومت را بگیر همانطور كه امیرالمؤمنین مالك اشتر را صدا زد گفت: بیا برو به طرف مصر یا همانطوری كه سلمان را صدا زد و گفت برو به سمت مدائن، این طور بود؟ یا حضرت سلیمان خواست؟ گرچه حضرت سلیمان به مقام نبوت و به مقام رسالت رسیده و گرچه ادعای او حق است و هیچ جنبه نفسانی و كدورت و اعتبار و خلط و مزج در نفس حضرت سلیمان وجود ندارد. حضرت سلیمان معصوم است، مقام عصمت دارد. اما حضرت سلیمان تقاضا كرد یا خدا داد؟ همین قضیه است! به خاطر همین، باید آخر سر تشریف ببرید! انبیا كه رفتند، حالا نوبت شماست! مسئله، مسئله ظلم نیست، مسئله جرم نیست.
