اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15298
عنوان بصری
جلسات

پرهیز از تفاخر و تكاثر

24
  • آن نكته‌ای را كه می‌خواستم در آخر بحث مطرح كنم با اینكه مطلب نسبت به حضرت سلیمان مانده است، ولی احساس می‌كنم دیگر مسئله دارد تطویل پیدا می‌كند آن نكته این است: روایتی از امام صادق علیه‌السّلام است رفقا را می‌خواهم به این مسئله توجه‌شان را جلب كنم امام علیه السّلام می‌فرماید: در روز قیامت همه انبیاء كه به بهشت می‌روند، آن نفر آخر حضرت سلیمان است كه بعد از همه انبیاء می‌رود. این قضیه برای چیست؟ اینكه از خدا می‌دید. وَ ذلِكَ لما اعطی لَهُ مِنَ المُلك فِی الدُّنیا1 به خاطر آن حكومتی كه خدا در دنیا به او داده، لذا او را پشت سر بقیه انبیاء قرار داده. اول آنها بروند، شما در دنیا خیلی سهم بردید، خیلی مملكت به تو دادیم!

  • حضرت سلیمان چرا این قضیه برای او پیش می‌آید؟ وقتی‌كه‌ او می‌گوید: وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي‌ امام علیه السّلام می‌فرماید: اینكه حضرت سلیمان می‌گوید: به من یك حكومتی بده، یك سلطنتی بده كه سزاوار نیست برای غیر من بعد از من. امام علیه السّلام می‌فرماید: خیال نكنید حضرت سلیمان دارد بخل می‌كند! حضرت سلیمان می‌خواهد بگوید كه بعد از من آن حكومت‌هایی كه می‌آید، آن حكومت‌ها حكومت به ظلم است و حكومت به جور است و حكومت به غلبه است! چه كسی می‌تواند پیدا بشود تا اینكه مثل من اول بگوید: رَبِّ اغْفِرْ لِي‌ و اول خود را تزكیه كند و بعد بگوید لا ینْبَغِی سزاوار نیست! سزاوار نیست!

  • ما یك فرمانداری پیدا می‌كنیم، نمی‌دانیم فردا چه جوری از خواب برمی‌خیزیم! حالا خدا یك حكومتی به ما بده كه شیاطین این طرفمان باشند، جن هم آن طرفمان باشند، پرنده‌ها هم آن طرفمان باشند، اوضاع این طور باشد، باد در تسخیر ما باشد. این حرف‌ها چیست؟! این مسائل چیست؟! ما نمی‌توانیم دو نفر را اداره كنیم، حالا بلند شویم حكومت ربع یا نصف كره ارض را خدا به ما بدهد! لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي‌؛ برای غیر من سزاوار نیست، چرا؟ چون این حكومت از ناحیه توست. در حالی كه مردم عادی حكومت را با قهر و غلبه و دروغ و تهمت می‌گیرند و اخذ می‌كنند. آنها پیغمبر نیستند! این معناست.

    1. بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٥٢، باب فضل الفقر و الفقراء ... انتشارات اسلاميه (... و ذلك لما أُعطى من الدنيا)