اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15298
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

13
  • علم همین‌طور است، مال همین‌طور است، شخصیت همین‌طور است. كجاست آن شخصیت؟! مگر ما تجربه نكردیم؟! مگر ما ندیدیم؟! آن كبكبه و أنانیت در دوران گذشته را مگر ما به یاد نداریم؟! همان شاه سابق وقتی صحبت می‌كردند انگار دوتا پله هم از خدا بالاتر رفتند دارند حرف می‌زنند! ما این‌طور می‌گوییم! این‌طور فرمان دادیم! دستور دادیم! در صحبت‌هایشان «گفتیم» و «عرض كردیم» اصلًا نبود! «دستور دادیم»، «فرمودیم» و «چه كردیم». كار به آنجا می‌رسد كه همین جناب را یك نفر حاضر نمی‌شود در مملكتش بپذیرد! از اینجا به آنجا! از اینجا به آنجا! این چیست؟ واقعیت است یا نه؟! دیدیم اینها را با چشم خودمان دیدیم دیگر! كجا رفت؟! نگه دار! اگر تو بر قدرت خودت اتكا داری، قدرت را نگه دار! اینها برای ما عبرت نیست؟! آنچه را كه به چشم دیدیم عبرت نیست؟! اما عجیب است، همین نفس با اینكه همه را می‌بیند اما همین‌كه بر اریكه قدرت سوار می‌شود همه چیز یادش می‌رود!

  • خداوند در قرآن ذكر می‌كند، وقتی‌كه ما اینها را سوار كشتی كردیم دارند حركت می‌كنند، باد كه می‌آید و طوفان كه می‌آید ... دَعَوُا اللَه مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ... یونس، ٢٢ چنان از ته دل، دَعَوُا اللَه مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ‌ یعنی از ته دل، چنان از ته دل، با حال اخلاص خدا را می‌خوانند. چه شد؟ مگر شما اتكا به كشتی نداشتید؟! مگر اتكا به ناخدا نداشتی؟! ما ناخدای زبردستی داریم! كشتیبان قهاری داریم، دیگر چه باك داریم! این كشتی مگر به خطر می‌افتد؟! مگر این مسئله به خطر می‌افتد؟! دریا كه هیچ، اقیانوس‌ها هم اگر بخواهد طی بكند به حال آرامش می‌رود! می‌آید حقیقت را می‌پوشاند، از آن جنبه واقع به جنبه ظاهر و به اعتبار التفات پیدا می‌كند. آن واقع كه چه كسی الان تو را در دریا می‌برد؟ چه شخصی دریا را برای تو هموار قرار داده؟ چه نیرویی الان در اطراف تو احاطه كرده‌اند تو را تا اینكه آرامش را برای تو بدست بیاورند؟ آن ملائكه‌ای كه الان دارند این كار را می‌كنند را نمی‌بینی؟! اما ما داریم می‌بینیم! آن ملائكه‌ای كه دریا را فعلًا صاف نگه داشته‌اند، حالا صبر كن نشانت می‌دهیم! هان! صاف نگه داشته‌اند. یادت رفته؟! تو نمی‌بینی؟! بسیارخب! یك‌مرتبه ملائكه شوخی‌شان می‌گیرد، می‌گویند ما حالا می‌خواهیم یك خورده با تو شوخی كنیم!