اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15298
عنوان بصری
جلسات

پرهیز از تفاخر و تكاثر

23
  • موسی بن جعفر علیه السّلام به صفوان جمّال این طور می‌گوید، از آن طرف به علی بن یقطین می‌گوید برو در دستگاه هارون! پس هر دو یكی است. هم كرایه ندادن از ناحیه امام است و هم رفتن در دستگاه علی بن یقطین. هر دو می‌شود، هیچ تفاوتی ندارد. او اگر نرود در دستگاه هارون، مخالفت امام را كرده، این اگر مخالفت امام را كند، مخالفت امام را كرده، این را می‌گویند توحید. توحید یعنی خدا را دیدن و غیر خدا را كنار گذاشتن. حالا آن خدا در هر مرتبه‌ای می‌خواهد تجلی كند؛ امروز می‌گوید این كار را بكن، او گفته، امروز می‌گوید همین كار را نكن، باز او گفته! «چرا» ممنوع! «چرا» یی در كار نیست! «چرا» نداریم!

  • حضرت سلیمان با این درخواستش آمد و به ما فهماند كه حكومتی را كه من به دست آوردم، این حكومت حكومت الهی است. نه حكومتی كه با زور و كلك و مكر و حیله بر سر مردم سوار كردن من بخواهم بیایم بگیرم. نه، حكومتی را كه واقعاً، اول گفتم خدایا مرا تزكیه كن! اول با اتكاء به تو. تزكیه انجام شد، بسیار خب! حالا به من این حكومت را بده! برای چه؟ مگر حضرت سلیمان حكومت می‌خواست؟ نه، حضرت سلیمان حكومت نمی‌خواست! چرا حكومت نمی‌خواست؟

  • یك روز حضرت سلیمان از كنار دیر راهبی با تمام لشكریانش داشت می‌گذشت. لشكریان جن در سمت راست او در حركت بودند، لشكریان انس در سمت چپ او در حركت بودند. پرندگان آن‌قدر بر سر حضرت سلیمان و لشكریان او آمده بودند كه تمام لشكریان در تحت سایه پرندگان حركت می‌كردند، خورشید به آنها نمی‌خورد. چه كسی حالا این كارها را بلد است؟! یك‌دفعه عابد از آن دور كه آمد گفت: عجب! عجب مُلك و حشمتی! چه دستگاهی! چه بساطی! به به! آمد پایین جلوی حضرت سلیمان را گرفت. گفت یا نبی‌اللَه! عجب دستگاهی پیدا كردی! دستگاهی به هم زدی! كجایی؟! خیلی ملك پیدا كردی! پرنده‌ها را نگاه كن! اصلا به اندازه یك روزنه آفتاب نگذاشتند بخورد به سرت! انس را نگاه كن، جن را! حضرت سلیمان فرمود: لَتَسبِیحَةٌ فِی صَحِیفَةِ مُؤمِنٍ خَیرٌ مِمَّا أُعطِی ابنُ دَاوُد1 یك تسبیح، یك سبحان اللَه در نامه عمل مؤمن از تمام این مملكتی كه خدا به سلیمان بن داود داده بالاتر است. این می‌شود حضرت سلیمان! آن وقت این حضرت سلیمان مملكت را می‌خواهد؟! اینكه خودش‌دارد این را می‌گوید، دروغ دارد می‌گوید؟! حضرت سلیمان دروغ می‌گوید نَعوذُ بِاللَه؟و انَّ مُلكَ سُلَیمان یفنی وَ التَسبیحَةُ یبقی‌2 ملك سلیمان از بین می‌رود، چه وقت از بین می‌رود؟ وقتی جناب عزرائیل آمد و گفت: سلام علیكم جناب نبی اللَه، كار تمام است. ای عجب! تمام است؟! بله، دیگر تمام است! دیگر نه باد و سرعت نور و سرعت صوت و نه بالا و نه پایین و نه جن و نه انس و نه پرنده‌ها و نه آصف همه اینها رفت پی كارش. من آمدم در اینجا و دیگر مسئله تمام است، تمام شد. حالا باید به فكر آن طرفت باشی. این طرفت تمام شد، به تو دادیم؛ باد به تو دادیم، جن را به تو دادیم، انس را به تو دادیم، پرنده‌ها را به تو دادیم، یك همچنین آصف برخیا را به تو دادیم كه خورشید را برمی‌گرداند، ماه و كواكب و همه را زیر و رو می‌كند، كهكشان‌ها را همه چپ و راست می‌كند، اینها همه را ما به تو دادیم. اما بنده عزرائیل از همه اینها بالاترم! هان! می‌خواهی نگه‌دار! می‌خواهی نگه‌دار! دید نه، چاره‌ای نیست. گفت: بسیار خب تسلیمیم یا علی! تسلیمیم! بفرما! آنها هم كه این كار را می‌كردند به مدد مولا علی می‌كردندها! خیال نكنیدها! همه آن كارها به مدد ولایت بود. در روایت داریم تمام انبیاء به ولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام اول اعتراف كردند تا خدا به ایشان این مقام را داد. اول به ولایت امیرالمؤمنین اعتراف كردند! برای آن موقع باید فكر كنید. آماده‌اید، آماده‌ایم برای حركت و تسلیم می‌كنیم.

    1. بحار الانوار، ج ١٤، ص ٨٣، باب ٥ و مجموعه ورام، ج ١، ص ١٢٩.
    2. در عدّة الداعى از امام صادق عليه السّلام اين طور روايت شده است: لِأَنَّ ثَوَابَ التَّسبِيحَةِ يبقَى وَ مُلكَ سُلَيمَانَ يفنَى.