
پرهیز از تفاخر و تكاثر
پرهیز از تفاخر و تكاثر
21مرحوم آقا به بعضی میگفتند: نماز شب بر شما لازم است، به بعضیها میگفتند: نماز شب نخوانید! صریحاً میگفتند نماز شب نخوانید. به یكی میگفتند شما فلان كار را انجام بده، به فرد دیگر میگفتند شما نباید این كار را انجام بدهید! عجب! آقا شما كه گفتید انجام بده. مگر من به تو گفتم؟! من به تو گفتم یا به او گفتم؟! اگر آقا را قبول داری پس بنابراین ان قُلت و ان قُلت و اعراض و لیت و لعل چرا باید باشد؟! اگر از خودت مطلب میخواهی بگویی، پس چرا اینجا آمدی؟! این میشود حكومت الهی.
مقام عرفان و مقام شناخت پروردگار عبارت است از انحصار همه آثار و تجلیات و ظهورات در ادنی مرتبه تا اعلی مرتبه در پروردگار، این میشود مقام عرفان. این میشود مقام توحید و این میشود مقام سلوك. مقام توحید و تجرد معنایش همین است. در هر كجا آن حقیقت را بیابد از نقطه نظر اتكاء به مبدأ میپذیرد، نه از نقطه نظر ظهور و بروز در اینجا. اگر مالی پیدا كند نمیگوید عجب مالی پیدا كردم، میگوید «او» فرستاده. قبل از اینكه به این نگاه كند نگاه به «او» كرده. اگر به یك نعمتی برسد، قبل از اینكه به آن نعمت نگاه كند، اول عقربه آن طرف را زده، دارد آن طرف را نشانه میگیرد. اگر به یك موهبتی برسد اول از آنجا، اگر به یك علمی برسد، اول آنجا را میبیند، اول آنجا ... آنجا را میبیند و بعد این دیگر در نظرش جلوه نمیكند. تمام شد! دیگر اینجا چه جلوهای دارد؟! وقتیكه انسان اول آن سمت را مد نظر قرار بدهد و آنجا را نشانه بگیرد دیگر این طرف چیزی باقی نمیماند. چیزی نیست، صفر!
هرچه به او داده شده، حكومت به او داده شده، فرمانداری یك شهر به او داده شده، فرمانداری كه هیچ! اگر ولایت یك كشور داده شده باشد، صفر! ولایت دوتا كشور داده شده باشد، صفر! ولایت یك قاره، صفر! ولایت یك نیم كره خاكی، صفر! صفر! صفر! صفر! خورشید را برمیگرداند صفر! مگر امیرالمؤمنین برنگرداندند؟ حضرت سلیمان مگر خورشید را برنگرداند؟ در آیه قرآن مگر نداریم؟ رُدُّوها عَلَيَّ ... ص، ٣٣ خورشید را برگردانید. ما حالا خیال میكنیم امیرالمؤمنین، نه جانم!
