اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15298
عنوان بصری
جلسات

پرهیز از تفاخر و تكاثر

20
  • این عمل و این كار حضرت سلیمان برای چه بود؟ برای این است كه حضرت سلیمان می‌خواهد بفهماند كه توجه به پروردگار منافاتی با طلب دنیا ندارد، اما نه برای هر كسی ها! تمام نكته در اینجاست. خدای متعال را فقط از دریچه احدیت و از دریچه هوهویت نگریستن شرك است. خدای متعال، خداست هم در مقام هوهویت و در مقام عدم تجلی و در مقام انغمار در ذات و مقام یكتائیت و هم در مقام واحدیت و جلوه و بروز و ظهور اسماء و صفات پروردگار در عالم امكان، در هر مرتبه از مراتب وجودی و مراتب توحیدی. خدا این است. آنهایی كه می‌گویند حركت به سوی خدا با طلب دنیا منافات دارد خدا را فقط از ناحیه احدیت دارند نگاه می‌كنند البته احدیت كه نمی‌دانند چیست! خدا را جدای از تجلیات و بروز و ظهور اسماء دارند نگاه می‌كنند و خدا كه این نیست. خدای متعال، خداست بدون تجلی و با تجلی. خداست هم در مقام ابراز اسماء و صفات در عوالم و هم در مقام هوهویت و بدون اسماء و صفات. این عوالمی كه همه خلق شده است از عوالم مجرده و عوالم ملكوت و مثال و عالم ماده و شهادت، همه اینها و همه این مجموعه در ذات پروردگار معیت دارد و اتحاد دارد و عینیت دارد.

  • حركت به دنیا منافاتی با حركت به خدا ندارد. خدای بدون طلب دنیا خدای عاجز است و خدای دست در غل و زنجیر است. حركت به سوی خدا با كنار گذاشتن امور دنیا در تحت تكلیف نه اضافه و در تحت وظیفه، عبارت از اثبات عجز و ناتوانی برای پروردگار است. خدا كه جدای از دنیا نیست، خدا كه جدای از مسائل دنیوی نیست. خدا كه جدای از كسب و كار نیست، خدا كه جدای از ارتباطات و معاشرت‌ها و حركت‌ها نیست.

  • آن كسانی كه می‌گویند عرفان عبارت است از انعزال و گوشه‌گیری و جدایی از تعهد و مسئولیت نسبت به مسائل اجتماعی، اینها سخت در اشتباه هستند. عرفان یعنی خدا را شناختن با همه ابعاد وجودی و آثار وجودی پروردگار، نه فقط یك طرف قضیه. این می‌شود عرفان. آن عرفان نیست، تخیلات است. اما چه شناختی و چگونه فكر كردن. در مسئله عرفان، آن حقیقتی كه قرار دارد توجه به پروردگار است و بس. آن‌ توجه به پروردگار در همه ابعاد و در همه مظاهر به هر شكلی می‌خواهد تجلی كند بكند. آن توجه پروردگار به جای خود محفوظ، حالا او می‌خواهد در این زمینه ظهور پیدا كند، ظهور پیدا كند. در غار حراء برو، در غار حراء می‌رود. در میان مردم باش، می‌آید در میان مردم. به مدینه هجرت كن، هجرت می‌كند. به مكه برو، به مكه می‌رود. وصی تعیین كن، وصی تعیین می‌كند. وصی تعیین نكن، تعیین نمی‌كند. در اینجا برو، در اینجا می‌رود. در آنجا نرو، نمی‌رود. چرا؟ چون او توجه به او دارد و از او هر اثری كه بیاید باید به دیده منت گرفت و مورد قبول قرار داد. امروز می‌گوید این قسم، فردا می‌گوید آن قسم. امروز می‌گوید این كار را بكن، فردا می‌گوید آن كار را نكن.