اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پرهیز از تفاخر و تكاثر

14٬685
عنوان بصری
جلسات

پرهيز از تفاخر و تكاثر . شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً . 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شخص كه شرط كلنگ‌ زدن مسجدي را عدم قضا شدن نماز شب او در طول عمر قرار داد و خودش اين عمل را انجام داد. 3 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: حكم ارتباط بين سالك و خداي خود حكم ناموس انسان را دارد در حفظ خفاء قرار دادن آن از انظار. 4 در صورتي كه فرد سالك به بيان اسرار الهي و مكاشفات غيبيّه خود براي افراد بپردازد غيرت پروردگار توفيق رشد و حركت او در مسير الهي را از او مي‌گيرد. 5 بيان و نقد ديدگاه و بينش افرادي كه معتقدند حركت بسمت پروردگار متعال و تكميل نفوس و تجرد آن با توجه به دنيا و مسائل آن در تعارض مي‌باشد. 6 مقايسه‌اي ميان جهان‌بيني و نگرش جوامع غربي در تشكيل حكومت‌ها و ديدگاه و نگرش اسلام نسبت به آن. 7 توطئه برخي از صحابه در به تأخير انداختن حركت جيش اسامة بن زيد و لعن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به افرادي كه از جيش او تخلف كنند. 8 ديدگاه و بينش پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و اولياء الهي نسبت به مسأله حكومت و تشكيل آن. 9 عملكرد محيّرالعقول و عادلانه اميرالمؤمنين عليه السلام در قبال طلحه و زبير كه خواستار مناصب حكومتي بودند ايشان را به معارضه و مخالفت با حضرت وادار كرد. 10 ذكر حكايتي از مرحوم صدر اصفهاني كه تقاضاي ثروت و مكنت بي‌حد و حصر از پروردگار متعال براي كمك به فقرا و مستمندان كرده بود و بيان ديدگاه عرفاء باللَه نسبت به آن. 11 مسأله تفاخر در امور با مسأله توحيد و رجوع همۀ اسماء جزئيه به اسماء كليه پروردگار متعال در تعارض و تنافي صددرصد قرار دارد. 12 انحصار حقيقي علم و قدرت و حيات در پروردگار متعال و غفلت انسانها از ادراك اين حقيقت و واقعيت و انتساب آن به خود. 13 تفسير آيه 35 سورۀ مباركه ص: قال ربِّ اغفرلي وهبْ لي ملكاً لا ينبغي لِاَحدٍ.... 14 تزكيه نفس بواسطۀ مراقبه و مجاهده و تسليم محض در تحت راهنمايي فرد خبير و شخصی كه به مقام معرفت تامه پروردگار متعال رسيده حاصل می شود. 15 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با ضلالت فردي كه نورانيت شهري را بوجود خود دانسته، و با خروج خود از آن منطقه ، آن شهر را در ظلمت محض مي‌ديده است. 16 ديدگاه حضرت يونس عليه السلام نسبت به پروردگار متعال از منظر وصف قهّاريت و جبّاريت و غ

پرهیز از تفاخر و تكاثر

توضیحات:

پرهيز از تفاخر و تكاثر . شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً . 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شخص كه شرط كلنگ‌ زدن مسجدي را عدم قضا شدن نماز شب او در طول عمر قرار داد و خودش اين عمل را انجام داد. 3 مرحوم علّامه طهراني مي‌فرمودند: حكم ارتباط بين سالك و خداي خود حكم ناموس انسان را دارد در حفظ خفاء قرار دادن آن از انظار. 4 در صورتي كه فرد سالك به بيان اسرار الهي و مكاشفات غيبيّه خود براي افراد بپردازد غيرت پروردگار توفيق رشد و حركت او در مسير الهي را از او مي‌گيرد. 5 بيان و نقد ديدگاه و بينش افرادي كه معتقدند حركت بسمت پروردگار متعال و تكميل نفوس و تجرد آن با توجه به دنيا و مسائل آن در تعارض مي‌باشد. 6 مقايسه‌اي ميان جهان‌بيني و نگرش جوامع غربي در تشكيل حكومت‌ها و ديدگاه و نگرش اسلام نسبت به آن. 7 توطئه برخي از صحابه در به تأخير انداختن حركت جيش اسامة بن زيد و لعن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به افرادي كه از جيش او تخلف كنند. 8 ديدگاه و بينش پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و اولياء الهي نسبت به مسأله حكومت و تشكيل آن. 9 عملكرد محيّرالعقول و عادلانه اميرالمؤمنين عليه السلام در قبال طلحه و زبير كه خواستار مناصب حكومتي بودند ايشان را به معارضه و مخالفت با حضرت وادار كرد. 10 ذكر حكايتي از مرحوم صدر اصفهاني كه تقاضاي ثروت و مكنت بي‌حد و حصر از پروردگار متعال براي كمك به فقرا و مستمندان كرده بود و بيان ديدگاه عرفاء باللَه نسبت به آن. 11 مسأله تفاخر در امور با مسأله توحيد و رجوع همۀ اسماء جزئيه به اسماء كليه پروردگار متعال در تعارض و تنافي صددرصد قرار دارد. 12 انحصار حقيقي علم و قدرت و حيات در پروردگار متعال و غفلت انسانها از ادراك اين حقيقت و واقعيت و انتساب آن به خود. 13 تفسير آيه 35 سورۀ مباركه ص: قال ربِّ اغفرلي وهبْ لي ملكاً لا ينبغي لِاَحدٍ.... 14 تزكيه نفس بواسطۀ مراقبه و مجاهده و تسليم محض در تحت راهنمايي فرد خبير و شخصی كه به مقام معرفت تامه پروردگار متعال رسيده حاصل می شود. 15 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با ضلالت فردي كه نورانيت شهري را بوجود خود دانسته، و با خروج خود از آن منطقه ، آن شهر را در ظلمت محض مي‌ديده است. 16 ديدگاه حضرت يونس عليه السلام نسبت به پروردگار متعال از منظر وصف قهّاريت و جبّاريت و غ

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

پرهیز از تفاخر و تكاثر

15
  • قضیه قضیه بدخیم است! ای وای! یك مرتبه عالم بر سر او خراب می‌شود. خنده از لب‌های او دیگر محو می‌شود، دیگر حوصله ندارد با كسی حرف بزند، دیگر حوصله ندارد با كسی بخندد. در اتاقش كه كتاب‌های دیگر و مسائل دیگر بود، یك مرتبه قرآن پیدا می‌شود و صحیفه سجادیه پیدا می‌شود و مفاتیح پیدا می‌شود! هان! آن كتاب‌ها كجا رفت؟! هان! چه شد؟ كتاب‌ها كو؟! فیلم‌ها كو؟! تصویرها كو؟! چه شد؟! حالا از اول مفاتیح تا آخر را هر روز دوره می‌كند. هان! همین‌كه آمد و حال برگشت، گفتند: بله، این آمپول را كه به شما بزنیم دیگر مطلب تمام است. یك احساس آرامش كه می‌كند، یك هفته‌ای هم طول می‌دهد حالا یك هفته‌ای ده روزی هم طول می‌دهد، خیلی دیگر طول بدهد بیست روز، یك ماه. كم‌كم، كم‌كم، كم‌كم دوباره می‌بینیم كه سرد شد، كتاب‌ها كنار رفت به جایش مسائل دیگر آمد. این بشر همین است! قضیه این است، مسئله همین است. چرا؟ چون غفلت گرفته ما را، ما را غفلت گرفته. حقیقت از چشمان ما مخفی شده، واقعیت از چشمان ما مخفی شده. سالك رند است، واقعیت را دارد می‌بیند. خدا می‌آید برای ما با این جلوه‌ها و با این خصوصیات نشان می‌دهد.

  • آن مقام، آن ابهت، آن عظمت، آن دستورها، آن می‌فرماییم‌ها، آن دستور دادیم‌ها، امر فرمودیم‌ها اعتبار است. نگه‌اش دار آقا! نگه‌اش دار! چرا نمی‌توانی نگه داری؟! چون تو خودت یك پر كاهی هستی در این امواج، در این دریای متلاطم، قدرت اینكه خودت را در این دریا نگه داری نداری. آن وقت تو می‌خواهی دریا را نگه داری! اقیانوس را در اختیار خودت قرار بدهی! عجب خیال باطلی!

  • درباره حضرت سلیمان مسئله از چه قرار بود؟ خدای متعال می‌خواهد بفرماید كه به عهده‌گیری زمام امور اجتماعی و تشكیل حكومت حق، منافاتی با حركت انسان به سوی كمال و به سوی پروردگار ندارد. این‌طور نیست خیال كنید هر كسی آمده زمام اموری را به دست گرفته، تعهدی را آمده متقبل شده، حكومتی را آمده برقرار كرده، این از مسیر خدا جدا افتاده، نه، این طور نیست. نمونه این مسئله حضرت سلیمان است. حضرت سلیمان به خدا چه عرض كرد؟ عرضه داشت: قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‌ ص، ٣٥ خدایا اول مرا بیامرز، اول مغفرت و رحمت خودت را شامل حال من بگردان، بعد از اینكه مرا آمرزیدی و از خطاها مصون و محفوظ داشتی آنگاه‌ هَبْ لِي مُلْكاً به من یك حكومتی بده و یك سلطنتی بده كه سزاوار هیچ كسی كه بعد از من بیاید نباشد. إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ‌ تو وهابی، بخشنده تو هستی، تو این حكومت را دادی، نه اینكه من بدست آوردم! أَنْتَ الْوَهَّابُ‌ تو دادی.

/ 0