اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان

14327
عنوان بصری
جلسات

حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان

17
  • من این‌طور كه برای شما دارم تعریف می‌كنم، همان كیفیتی است كه این قضیه را از مرحوم آقا شنیدم و دارم برایتان می‌گویم چون این قضیه در كتب هم مسطور است، نوشته شده است رفت فردا آمد. دوباره آمد در زد. دست برنمی‌دارد این‌طور نیست كه می‌گویند حالا باز نكرد، خداحافظ شما! ما رفتیم. نه! این‌طور هم نیست. چرا باز نكرد؟ چرا حضرت اجازه نداد؟ پیگیری می‌كند. علی بن یقطین دوباره آمد، دوباره در زد، دوباره خادم رفت، حضرت فرمودند: دوباره جوابش را ندهید! علی بن یقطین به خادم گفت من از اینجا نمی‌روم تا اینكه ببینم من چه كرده‌ام. گفت برو این را به حضرت بگو! ما دست برنمی‌داریم! حالا شما در را می‌بندید ما همین جا هستیم. ما دست برنمی‌داریم! آفرین! واقعاً صد آفرین به یك همچنین افرادی كه اینها شیعیان‌امامندها! این افراد شیعه هستند! اهل شعار نیستند، واقعاً شیعه هستند. پای قضیه می‌ایستند، پای كار می‌ایستند، فرار نمی‌كنند، با كم و زیاد شدن مسئله، شانه خالی نمی‌كنند! گفت: مسئله چیست؟ چه قضیه‌ای پیش آمده است؟ حضرت فرمودند كه برو به او بگو چرا یكی از شیعیان ما آمد در جایگاه تو و برای تظلّمی و احقاق حق آمده بود و تو او را راه ندادی؟! چرا یك همچنین كاری را كردی؟ خادم آمد به این شخص گفت حضرت می‌گویند برای چه آن شخص جمّال كه در آن شب در منزل تو آمد، چند ماه پیش و تو راهش ندادی؟ فهمید. فهمید قضیه از چه قرار است و كجای مسئله ایراد دارد. گفت حالا به حضرت بگو چه كنم؟ حالا ما این كار را كردیم! غلط كردیم! توبه كردیم! هر چه بگویید انجام می‌دهیم دیگر! این درست گفت ها! این درست گفت هر چه بگویی انجام می‌دهیم و پایش ایستاد. حضرت فرمودند: بسیار خُب! فلان شتر را از طویله بیرون بیاورید. حضرت خودشان گفتند به آن شخص شتر را بیرون بیاورد. سوار این شتر می‌شوی، از مدینه این شتر تو را به كوفه می‌رساند. تو احتیاج به راهنمایی نداری، خود این تو را در منزل آن جمّال می‌برد كنترل از راه دور بود! خود این تو را در آنجا می‌برد و رضایت صفّوان (یا آن شخص دیگر) را جلب می‌كنی و برمی‌گردی.