اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان

14327
عنوان بصری
جلسات

حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان

21
  • من وقتی‌كه این مسئله را از مرحوم آقا می‌شنیدم و این مطلب را هم خود ایشان در كتاب‌هایشان آورده‌اند البتّه بعید می‌دانم در كتاب‌های چاپی، ولی در بعضی از مطالب خطی خودشان آورده‌اند تقریباً حدود چند ماه پیش بود كه این مسئله برحسب اتّفاق به چشم من خورد، من همان‌جا كتاب را بستم شروع كردم به فكر كردن. یك مقایسه‌ای كردم بین مرحوم آقا سید جمال و دیگران. حدود یك ساعت هم طول كشید. همین طور با خودم فكر می‌كردم، این دو را بغل هم گذاشتم. ما هم همین كار را انجام بدهیم! همین الان! بعدا. الان مطالب را دارید می‌شنوید، فقط این مطالب را حفظ كنید و بعد روی آن بنشینیم فكر كنیم. آمدم این دوتا را در كنار هم گذاشتم، گفتم این چه فكری هست كه آن طور عمل می‌كند و این چه فكری هست كه این طور عمل می‌كند؟ آن چه در ذهنش می‌گذرد و این چه در ذهنش می‌گذرد؟ آن با آن كه در ذهنش می‌گذرد این وجوهات را قبول نمی‌كند و به دیوار می‌زند، آن با آنچه كه در ذهنش می‌گذرد قبول می‌كند و می‌گوید باید باشد. این چه ریشه‌ای دارد؟ چه اختلافی در این دو تفكر است؟ اختلاف فقط همین است كه عرض كردم؛ آن دارد از بالا نگاه می‌كند، این دارد از پایین نگاه می‌كند. فقط همین است! آن از بالا نگاه می‌كند، می‌گوید این حوزه حوزه امیرالمؤمنین است، حوزه ولی خداست، حوزه‌ای كه در آن باید ولایت تزریق شود، به جان طلّاب باید ولایت امیرالمؤمنین تزریق شود، مبانی مكتبی امیرالمؤمنین باید در این حوزه تزریق بشود، نیات و خواست‌های علی باید در این حوزه تزریق بشود. آن خواست‌ها با پول ربا نمی‌آید، با پولی كه از دستگاه ظلم آن پول بدست آمده است، آن نیت امیرالمؤمنین نمی‌آید. باید در این حوزه اخلاص اعمال بشود. معنویت و روحانیت باید بیاید.

  • آیا اگر امیرالمؤمنین بود هم بجای شما این مال را می‌گرفت؟ درست بنشینیم فكر كنیم‌ها! زود نگوییم بله! اگر آن علی كه الان فرزندش امام زمان است، اگر او بود این مال را می‌گرفت یا نمی‌گرفت؟ نمی‌گرفت! چرا نمی‌گرفت؟ چون علی خدا را رزّاق می‌داند. ما محمّدرضا شاه را رزّاق می‌دانیم! صریحاً بگویم! هیچ شوخی هم ندارد! این مطالب تصریحش اشكال ندارد، تا بفهمیم كار كجا خراب است. امیرالمؤمنین خدا را رزّاق می‌داند و خدا را مشرف می‌داند و او را مسلّط بر هر چیز، لذا از آن دیدگاه می‌خواهد بر حوزه و بر علم و بر طالب نظر بیندازد. مال حرام است، نمی‌دهیم! خدا خودش می‌داند. می‌خواهد روزی بدهد، می‌خواهد ندهد، به ما مربوط نیست! آقا سید جمال این‌جور فكر می‌كند. می‌گوید من مال حرام نمی‌گیرم، خدا گفته نگیر، خودش می‌داند. مگر او نگفته متكفّل است؟ بسیار خب متكفّل است كه هست! من نمی‌گیرم. مگر خدا نگفته من تضمین می‌كنم؟ خودش بیاید پای قضیه بایستد. به من مربوط نیست، چرا من بروم كاسه داغتر از آش بشوم؟! چرا من بیایم فضول در كار خدا بشوم؟! چرا من به مطلبی كه بر عهده من نیست بخواهم بیایم دخالت كنم؟! چرا؟! او می‌آید از بالا و از دریچه توحید به مسائل نگاه می‌كند، رد می‌كند، می‌گوید برو! از دستگاه برو بیرون! از دستگاه پهلوی برو بیرون! از دستگاه ظلم برو بیرون! می‌گوید من دست مستمند را می‌گیرم، مگر دست خدا بریده است كه تو می‌خواهی دست مستمند را بگیری؟! تو برو دست خودت را بگیر، تو برو گلیم خودت را از آب بیرون بیاور! تو برو یك فكری برای خودت بكن! مگر دست خدا بریده است؟! وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَه مَغْلُولَةٌ ... المائدة، ٦٤ یهودی‌ها می‌گفتند خدا كاری نمی‌تواند انجام بدهد، همه كارها را ما داریم انجام می‌دهیم! همه كارها را ما داریم می‌كنیم! آن دارد حقیقت را از عالم توحید نگاه می‌كند، می‌گوید نه! برو كنار! ما چون خدا را نمی‌بینیم چون خدا را نمی‌شناسیم، چون به معرفت خدا پی نبردیم و چون خدا را انكار می‌كنیم، گرچه به لفظ اصرار می‌كنیم، به لفظ می‌گوییم خدا، باطنمان خدا را قبول ندارد، خدا كیست! پول! فقط پول مطرح است! از هرجا می‌خواهد بیاید. خدای ما افرادی هستند كه اینجا می‌آیند! خدای ما وسائط و وسائلی است كه از همین طریق ظاهری ... ما فقط این را می‌فهمیم و بس! وقتی‌كه این‌طور است، به همین چیزها متشبّث می‌شویم. به همین چیزها! ما می‌خواهیم از پایین نگاه كنیم: وای الان كم شد! وای الان این‌طور شد! وای الان آن‌طور شد! وای! وای! پس بگیر! خدا هم می‌آید چكار می‌كند؟ یك مورد خلاف می‌آورد. می‌آورد دیگر! همه اینها را او فرستاده است. می‌نشیند با خودش فكر می‌كند، خُب حالا اگر ما این كار را نكنیم این ماه را چه كنیم؟ چكار كنیم؟ اینها چه می‌گویند؟ اینها می‌گویند آقا پول ندارد! آقا در جیبش پول نیست! آقا پول ندارد كه بدهد! این برای وضعیت ما، اسلام خوب نیست! هان! اسلام هم می‌آید دنبالش! ما و اسلام می‌شود یكی. این برای وضعیت ما، برای وضعیت اسلام چهره خوبی ندارد، به مصلحت نیست. آن وقت می‌آید از همان طریقی كه شیطان پیش آورده، اسلام را می‌خواهد تبلیغ كند! مسكین نمی‌داند، راهی را كه در پیش پایش قرار گرفته شیطان قرار داده است. تو با راه شیطان می‌خواهی اسلام علی را تبلیغ كنی؟ آن كه آنجا نشسته نمی‌بیند!