
حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان
حقیقت دنیا از دیدگاه مكتب عرفان
19آمد و سوار شتر شد، به یك دقیقه شتر در منزل موسی بن جعفر علیه السّلام آمد. تا رسید قبل از اینكه در بزند یكدفعه خادم در را باز كرد و گفت بفرمایید! همه مسائل ردیف است دیگر، همه مشخص است دیگر وارد شد و حضرت بلند گفتند بهبه بهبه! سلام علیكم! خوش آمدی! حال شما؟! حال جناب وزیر چطور است؟! حال شما خوب است؟ آمد و حضرت او را بغل كردند و بوسیدند و نشاندند و تازه درست شد، درست شد. كسی كه منزل امام میرود باید طاهر برود، با طهارت برود. این علی بن یقطین است. آن وقت این آقا دارد میآید خودش را با علی بن یقطین مقایسه میكند! ایشان (مرحوم آقا سید جمال) فرمودند: هر كاری را كه دلشان میخواهد، هر چیزی را انجام میدهند و بعد بلند میشوند میگویند ما علی بن یقطین هستیم!
ایشان (قائم مقام رشتی) با تمام علمای نجف در آن سفر صحبت كرد و با همه آنها جلسه داشت. تمام آنها بر تثبیت موقعیت ایشان همه آنها اصرار كردند، تمام علمای نجف! و همه آنها گفتند در جایگاه خودت باش! و همه گفتند پست خودت را رها نكن! و همه گفتند در این موقعیت باش! تنها كسی كه فقط گفت از این نجاست خودت را بیرون بیاور، مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بود فقط او! و ایشان هم بیرون نیامد تا اواخر. در اواخر عمر خود ظاهراً تنبّهی پیدا كرده بود و با حالت قهر از محمّدرضا شاه جدا شد و دیگر ارتباطش را با آن حذف كرده بود و نمیرفت تا اینكه از دنیا رفت. وقتیكه ایشان فوت میكند با اینكه فرزند ایشان از بهترین و صمیمیترین اصدقاء مرحوم والد رضوان اللَه علیه بود میدانید فرزند ایشان كه بود؟ همان كسی بود كه مرحوم آقا در ابتدای روح مجرّد نوشتهاند1 ما به اتّفاق دو نفر دیگر از نجف پیاده به كربلا آمدیم كه یكی از آنها مرحوم حاج عباس هاتف قوچانی بود، یك نفر دیگر كه از معاریف بود، پسر ایشان بود كه حالات خیلی خوشی داشت و بسیار اهل حال و اهل مكاشفه بود و برای خودش در عالم خودش حالاتی داشت با اینكه پسر ایشان بود، مرحوم آقا در تشییع پدرش شركتنكردند. گفتند من در تشییع كسی كه در دستگاه ظلم باشد، در دستگاه پهلوی باشد شركت نمیكنم. درحالیكه بسیاری از افراد، بسیاری از علما، تقریباً اكثر علمای طهران در تشییع شركت كردند و دوستان ایشان. این را میگویند مرد متصلّب.
- روح مجرد، ص ٢٣.
